برگردان به زبان ساده
سزد که سجده کنند، ای برهمن عجمی
همه بتانت که محراب چشم هر صنمی
هوش مصنوعی: شایسته است که همه بتهای تو، ای برهمن غیرعربی، در برابر زیبایی چشمان هر مجسمهای سجده کنند.
در آب و آینه بینی همیشه صورت خویش
که آفتاب پرستی و بت پرستی همی
هوش مصنوعی: اگر در آب و آینه به خودت نگاه کنی، همیشه چهره خودت را میبینی. این یعنی که تو گرفتار عشق به خودت هستی و در حالتی از بتپرستی هستی.
همه ولایت روی تو یاغی ست مگر
سواد خطه تو اندکی قلمی
هوش مصنوعی: تمام سرزمینها و شهرها در برابر زیبایی و جذبهات سرکش و نافرمان هستند، مگر اینکه اندکی از جایگاه تو به خط خوشی تشبیه شود.
به فرق تاج زمرد برآر چون طاووس
درآ به جلوه که طاووس هندی، ای عجمی
هوش مصنوعی: بر بالای سر خود، مانند طاووس، تاجی از سنگ زبرجد بگذار و جلوهگری کن، چون طاووس هندی، ای بیزبان.
برون کشم رگ جان، بهر چه کشم بارش
ز عشق تو که نه از لات سومنات کمی
هوش مصنوعی: من برای عشق تو، هر چه بر من سختی میگذارد را کنار میزنم، زیرا این عشق برای من از هر چیز دیگری مهمتر است.
دریغ نیست که سوزند هندوان خود را
ز دوستیست که چون سومنات محترمی
هوش مصنوعی: این ابیات به نوعی بیانگر این است که هندوان (هندیها) به خاطر دوستی و احترام به مقدسترین محلها و ارزشهای خود، حاضرند به خاطر این عشق و تعلق خاطر حتی خود را بسوزانند. یعنی عشق و احترام به چیزی که برایشان مقدس است، به قدری عمیق و بزرگ است که میتوانند به راحتی از جان خود بگذرند.
نموده می شود آفاق، در صفای تنت
تو آبگینه هنری نه ای که جام جمی
هوش مصنوعی: در دنیای اطراف تو، زیبایی و خلوص وجودت مانند شیشه ای زیبا و هنری است. تو تنها یک ظرف ساده نیستی، بلکه تجسمی از زیبایی و هنری والا هستی.
سیاه تخته هندو بود سفید رخم
تو از سیاهی هند ز سفیدیی رقمی
هوش مصنوعی: صورتی زیبا و روشن تو همچون تخته سیاه کشور هند است که بر روی آن خطوطی از سفیدی نقش بسته است. به عبارت دیگر، سفیدی چهرهات به قدری دلرباست که در کنار رنگ سیاه، زیباییات بیشتر جلوهگر میشود.
چو گشت خسرو جادو زبون غمزه تو
به خواب بستنش افسون هندیی چه دمی؟
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو به جاذبه و سحر چشمان تو دلبسته شد، خوابش را با جادوهایی شگفتانگیز و هندی به تسخیر خود درآورد، این لحظه چه زیبا و شگفتانگیز بود؟