برگردان به زبان ساده
ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟
هوش مصنوعی: عزیزم، کی به بدن من برمیگردی؟ ای معشوق خوشقدم، کی به باغ برمیگردی؟
جانی تو که از دوری روی تو بمردم
تا زنده شوم باز، به من باز کی آیی؟
هوش مصنوعی: من جانم را که به خاطر دوری تو در غم از دست دادم، وقتی میتوانم دوباره زنده شوم؟ تو چه زمانی به سوی من بازخواهی گشت؟
شد جان هوایی به عنان گیری تو، لیک
زان باد تو، ای ترک به من، باز کی آیی؟
هوش مصنوعی: جان من به خاطر تو و در جستجوی تو، شاداب و سرزنده شده است. اما ای ترک، از آن بادی که تو به من دادهای، میپرسم که دوباره کی برمیگردی؟
ما را وطن تنگ و تو خو کرده به صحرا
در ظلمت زندان وطن باز کی آیی؟
هوش مصنوعی: وطن ما برای ما تنگ و محدود شده و تو در بیابان آرام گرفتهای؛ در این تاریکخانهی وطن، چه زمانی برمیگردی؟
سرمایه خسرو به جهان جز سختی نیست
عمری که تو رفتی به سخن، باز کی آیی؟
هوش مصنوعی: ثروت و دارایی خسرو به جز درد و رنج در این دنیا چیزی نیست؛ حال که تو رفتهای، دیگر چه زمانی برمیگردی؟