برگردان به زبان ساده
تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟
بیا تا کین من از بخت بی سامان من خواهی
هوش مصنوعی: ای بی وفا، تا کی میخواهی بر من ستم کنی؟ بیا و با این کینه که در دل دارم، روبرو شو.
چه کم گردد ز خاک پای تو، آخر اگر گاهی
بدین مقدار عذر دیده گریان من خواهی
هوش مصنوعی: هرچند که من به خاک پای تو کم ارزش هستم، اما اگر گاهی به خاطر گریه و عذرخواهی من بر من ببخشی، چه تأثیری دارد؟
اگر جان بایدت، پیش آی و بی فرمان من، بستان
که از بیگانگی باشد، اگر فرمان من خواهی
هوش مصنوعی: اگر زندگیات به خطر افتاده، بیا و بدون هیچ دستوری اقدام کن، زیرا اگر به دور از این رابطه باشی، نمیتوانی به دستورات من پایبند بمانی.
اگر خواهم دهی بوسی به پشت پای خود بینی
وگر خواهی نهی، داغی دل بریان من خواهی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تو را خوشنود کنم، بوسهای به پای تو میزنم، و اگر نخواهی، آتش دل سوختهام را میبینی.
مرا تا زنده ام از درد عشقت راحتی نبود
بکش تیغ و سرم بفگن، اگر درمان من خواهی
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، از درد عشق تو آرامش نخواهم یافت. اگر میخواهی به من کمک کنی، تیغ را بکش و جانم را بستان.
بدان می ماند، ای غمزه که جان می خواهی از خسرو
من مسکین چه خواهم دیگر، ار تو جان من خواهی
هوش مصنوعی: ای دلربا، اگر جان من را میخواهی، بدان که از این خسرو بیچاره دیگر چه چیزی میتوانم بخواهم؟