برگردان به زبان ساده
هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
بیا و خانه روشن کن ز بهر مجلس افروزی
هوش مصنوعی: این پروانه به عشق خود به سرانجامی رسیده که میخواهد بجای سوختن بیهدف، جایی را که خود در آن زندگی میکند، روشن و زیبا کند. او شما را دعوت میکند تا با هم بخواهید جایی را گرم و پرنور کنید، برای برگزاری مجلسی شاد و دلنشین.
چه آتش می زنی زینسانم، ای دور از تو چشم بد
دل و جان است آخر نی سپند است این که می سوزی
هوش مصنوعی: تو چطور اینگونه آتش به جان و دل من میزنی؟ ای کسی که دوری از تو، چشمهای حسود و دل بیرحم است. آیا این شعلهای که میسوزد، مانند آتش سپند نیست؟
گر از بی مهری چشمت گله کردم بنامیزد
که آموزد کمان ابرویت را رسم کین توزی
هوش مصنوعی: اگر از بیمحبتی چشمانت شکایت دارم، به خاطر این است که میخواهم به من یاد دهد که چطور شلیک نگاه تو را تحمل کنم.
چو دیدی مردنم، گفتی که روزی روی بنمایم
چنین روزی همم در زندگی یعنی شود روزی
هوش مصنوعی: وقتی مرگ مرا دیدی، گفتی که روزی خود را نشان میدهی. در واقع، همین حالا روزی است که به زندگی من تعلق دارد.
سگت هم می رمد از من، توانی مردمی کردن
که چون بازو کنم طوقش به تیری بازویم دوزی
هوش مصنوعی: سگ تو هم از من میدرد، آیا میتوانی انسانی را تربیت کنی که وقتی به بازویم طوقش را بدوزم، به من وفادار بماند؟
چه اغرا می کنی در خون خسرو چشم بدخو را
به رحمت ره نما قصاب را، کشتن چه آموزی؟
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به نوعی انتقاد از فردی دارد که از ناامیدی و سختیها سوءاستفاده میکند. او از یک شخص بدطینت سخن میگوید که رفتارهای ناپسندش را با قلبی طمعکار و دلخوش به کشتن و تخریب دیگران توجیه میکند. شاعر به او میگوید که به جای این که به کشتن و نابودی دیگران فکر کند، بهتر است رحمت و بخشش را در پیش گیرد و از این گونه افکار دوری کند. در واقع، او به این فرد یادآوری میکند که اعمالش نامطلوب است و باید به شیوهای انسانی رفتار کند.