برگردان به زبان ساده
باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفت
خانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت
هوش مصنوعی: ای دوست، دوباره شوق تو جانم را پر کرده است و غم تو همه وجودم را فرا گرفته و در خانه صبر من، فقط احساس عشق و دلتنگی حاکم شده است.
سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماع
حلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت
هوش مصنوعی: سرو زیبای من با رقص و سرور وارد محفل شده و با حرکاتش روح و دل عاشقان را به تصرف درآورده است.
آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ست
عاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت
هوش مصنوعی: اگرچه آتش درون مدت زمانی خاموش مانده بود، در نهایت شعلهور شد و از قلب به سمت بالا سر کشید.
من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشت
زاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت
هوش مصنوعی: من امروز با عشق محبوبان میتوانم خوشبختی را احساس کنم، اما زاهد افسوس میخورد و در دل به وعده بهشت فردا دلخوش است.
هر محبی کو قدم در راه عشق از صدق زد
پیش محبوب او به آخر پایه اعلا گرفت
هوش مصنوعی: هر عاشقی که با صداقت و خلوص نیت در مسیر عشق قدم بردارد، در نهایت مقام والایی نزد محبوب خود به دست میآورد.
دولت خسرو همین باشد که او در کوی دوست
با سگانش همنشین شد منصب والا گرفت
هوش مصنوعی: خوشبختی و سعادت خسرو به همین است که در کوچه دوست با سگانش همراه و همنشین شده و مقام بلند و والایی را به دست آورده است.