برگردان به زبان ساده
سرو به دید آن قد و رعنایی ازان بالا گرفت
در چمنها لاجرم کارش ازان بالا گرفت
هوش مصنوعی: سرو زیبایی را که با قامت و جذابیتش بر بلندیها میدرخشد، در میان گلزارها میبینیم و به همین دلیل است که مرتبهاش به سوی بلندیها بالا رفته است.
با قدش نسبت ندارد قامت سرو بلند
راست می گوییم و بر ما نیست این کس را گرفت
هوش مصنوعی: قد او هیچ ارتباطی با قامت بلند سرو ندارد، ما با صداقت میگوییم و هیچکس نمیتواند او را از ما بگیرد.
جز حدیث تیر او در دل نمی آید مرا
تا خیال آن کمان ابرو به چشمم جا گرفت
هوش مصنوعی: جز درد عشق او چیزی به دل نمینشیند، تا زمانی که تصور کمان ابروی او در چشمم جا گرفته است.
حق آن قرص رخ و آن لب نمی داند رقیب
خواهد آن نان و نمک روزی دو چشمش را گرفت
هوش مصنوعی: چهره زیبا و لبهای دلفریب او را کسی نمیتواند درک کند؛ حریف حسود و رقیب به قدری عاشق او شده که روزی گریبانگیر چشمهایش خواهد شد.
من که پیچیدم به فکر آن دو زلف عنبرین
عاقبت زین فکر بی پایان مرا سودا گرفت
هوش مصنوعی: من در میان افکارم به زلفهای خوشبو و زیبای تو غرق شدم و در نهایت این افکار بیپایان مرا به جنون و دیوانگی دچار کرد.
دوش می گفتم ز سوز دل حدیثی با چراغ
در سر شمع آتش افتاد و ز سر تا گرفت
هوش مصنوعی: دیشب در حال صحبت درباره احساسات عمیق قلبیام بودم که ناگهان شعله آتش از شمع به چراغ افتاد و همه جا را در بر گرفت.
خسروا، تا یافت مأوا جان ما در کوی دوست
شد مقیم آن سر کو و دلش از ما گرفت
هوش مصنوعی: ای کاش، تا زمانی که جان ما در کوی محبوب مأوا یافت، او در آن سر کو ماند و دلش را از ما جدا کرد.