برگردان به زبان ساده
تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی
چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و ناز و حرکات دلربای خود چنان جذاب هستی که نیازی به رفتارهای دیگر با ما نداری.
به تیغ بازی مژگان مریز خون مرا
که نیست ریختن خون عاشقان بازی
هوش مصنوعی: آهسته با مژگان زیبا و نازک خود به من آسیب نرسان، چرا که ریختن خون عاشقان جای بازی و تفریح نیست.
شب آمدی و نگفتم به کس، ولی چه کنم؟
که بوی زلف به همسایه کرد غمازی
هوش مصنوعی: شب که تو آمدی، من به هیچکس نمیگفتم، اما چه کنم که بوی موهایت به همسایهها خبر داد.
حدیث حسن کسی را به عهد تو نرسد
ترا رسد که، نگارا، به حسن ممتازی
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند در زیبایی تو با تو رقابت کند، زیرا تو به قدری زیبا هستی که هیچ داستان یا روایتی نمیتواند به حقیقت زیباییات نزدیک شود.
از آن شده ست لگدکوب بلبلان سر سرو
که پیش قامت تو می کند سرافرازی
هوش مصنوعی: بلبلان به قد بلند سروها لگدکوب میشوند، چرا که قامت تو باعث میشود آنها احساس سربلندی کنند.
چو جان به پای تو انداختم، خیال بگفت
که من از آن توام تا تو دل نیندازی
هوش مصنوعی: وقتی که جانم را فدای تو کردم، خیالم به من گفت که من متعلق به تو هستم تا زمانی که تو دل نازک نکنی.
رضا به کشتن خود داد خسروت که ز لب
به زنده کردن او چون مسیح پردازی
هوش مصنوعی: خسرو به رضایت خود، جانش را فدای محبوبش کرده است؛ چرا که او میتواند با لبهایش، محبوبش را به حیات دوباره برگرداند، مانند معجزهای که مسیح انجام داد.