برگردان به زبان ساده
ز من برشکستی به یکبارگی
در وصل بستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: تو به یکباره مرا شکستشتی و به یکباره در پیوندی قرار دادی.
درافتاده بودی به دامم، چه سود؟
که از دام جستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: تو در دام من گرفتار شده بودی، اما چه فایدهای دارد که به آسانی و به یکباره رها شدی؟
بیا کز جدایی بر انداختم
همه ملک هستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: بیا که به خاطر جدایی، تمام داراییها و داشتههایم را یکباره رها کردم.
مگر در دلت مهربانی نماند!
که پیمان شکستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است در قلب تو دیگر هیچ محبت و مهربانی وجود نداشته باشد؟ چرا که به سادگی و در یک لحظه، به پیمانی که بسته بودی پشت کردی.
برفتی و با بدسگالان من
به عشرت نشستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: تو رفتی و با افرادی خوشگذران و بداندیش کنار هم نشستی.
چه می خورده ای، خسروا، که دگر؟
ز اندوه رستی به یکبارگی
هوش مصنوعی: ای خسرو، چه چیزی خوردهای که ناگهان از اندوه رهایی یافتهای؟