برگردان به زبان ساده
تا تو روی چو ماه بنمایی
نتوان دید روی بینایی
هوش مصنوعی: وقتی چهرهی زیبای تو همچون ماه درخشان است، دیگر نمیتوان چهرهی کسی را که بینا است، دید.
نیم بالای تو نباشد سرو
که تو سرو تمام بالایی
هوش مصنوعی: نیمهي بالای تو هیچگونه شبیه سروی نیست، زیرا خودت بهترین و زیباترین سرو هستی.
به تماشا قدم چه رنجه کنی؟
تو که سر تا قدم تماشایی
هوش مصنوعی: چرا زحمت میکشی و برای تماشا آمدهای؟ وقتی که خودت به تمام معنا دیدنی هستی.
گویی از حسرت نبات لبت
شیشه گر گشت چرخ مینایی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شیشهگر به خاطر حسرت نوشیدن شهد لبانت، همچون چرخ مینا تغییر وضعیت داده است.
روی بنمای تا درو داریم
کز رخ آیینه مصفایی
هوش مصنوعی: به من نشان بده تا از زیبایی تو بهرهمند شویم، زیرا چهرهات مانند آینهای صاف و روشنی بخش است.
پیشتر زانکه برد دانی رنگ
نتوانی که روی بنمایی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به شناختی از رنگ و بافت برسید، نمیتوانید زیبایی خود را نمایان کنید.
پیش زلفت فتاده ام شبها
دیو می گیردم ز تنهایی
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر زلفهای تو، در تنهایی غمگین و افسرده هستم. دیو تنهایی مرا میخورد.
بسته زلف را بگو، یاری
کای فلان، در کدام سودایی؟
هوش مصنوعی: به کسی که موهای خود را به هم بسته و دوستش یادآوری میشود، بگو که در چه خیالی و اندیشهای فرو رفته که اینگونه خود را در هم پیچیده است.
بی تو چون زلف تو پس آمده ام
چه شود، گر به رفق پیش آیی؟
هوش مصنوعی: بدون تو مانند گیسوی تو عقبنشینی کردهام، چه اتفاقی میافتد اگر با مهربانی به نزد من بیایی؟
بوسه ای چند بنده خسرو را
بر لب خود برات فرمایی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی چند بوسه به من بدهی تا بتوانم بر لب خود بگذارم و به عنوان نشانی از عشق به خسرو در نظر بگیرم؟