برگردان به زبان ساده
گر منت می کنم عنان گیری
تا کی از چون منت کران گیری؟
هوش مصنوعی: اگر به تو منت میگذارم که فرمانبرداری کنی، تا کی باید منتظر بمانم که تو هم از من قدردانی کنی؟
هر زمان از کرشمه ابرو
بهر خونریز من کمان گیری
هوش مصنوعی: هر بار که با جذابیت و ناز ابرویت، دل من را میزنی، همچون کمانی برای خونریزی من آماده میشوی.
دل گرفتار تو از آن کردم
که مرا از برای جان گیری
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو در بند است، چون تو باعث نجات جانم شدی.
غمزه و چشم تو نکو داند
این زبون کردن، آن زبان گیری
هوش مصنوعی: چشم و ناز تو به خوبی میدانند که چگونه با نگاه خود دلها را به دست بگیرند و در دلها نفوذ کنند.
آفتابی، ولی نخواهم گفت
که تو زان چیزها جهان گیری
هوش مصنوعی: تو همچون آفتابی هستی، اما من نمیخواهم بگویم که تو درگیر مسائلی هستی که باعث جلب توجه جهان میشود.
بین دهان چو خاتم خود را
تا خود انگشت در دهان گیری
هوش مصنوعی: در هنگام صحبت کردن، زبان خود را مانند انگشتان در دهان نگهدار و از گفتن هر چیزی که بر زبانت میآید، خودداری کن.
منم و هر دو مردم چشمم
که دو سه بنده رایگان گیری
هوش مصنوعی: من و مردم برایم مهم هستند، در حالی که چشمم فقط به دو یا سه نفر از آنها که بیدریغ و بدون هیچ توقعی به من کمک میکنند، دوخته شده است.
بوسه گفتی و گر لبت گیرم
این نباید، حساب آن گیری
هوش مصنوعی: اگر گفتی که بوسهای خواهد بود و حالا میخواهی لبانت را بگیرم، باید به عواقب و نتیجهاش فکر کنی.
گویدت دل که ترک خسرو گیر
ترسم از کودکی همان گیری
هوش مصنوعی: دل به تو میگوید که به عشق شیرین دلبر روی بیاوری، اما میترسد که همان عشق تو را به دردسر بیندازد، مانند زمانی که کودک بودی و از دردسر میترسیدی.