برگردان به زبان ساده
روزگاری شد که دل با داغ هجران خو گرفت
از نصیحت باز کی گردد دلی کان خو گرفت
هوش مصنوعی: روزی بر انسان میگذرد که دلش به تحمل درد جدایی عادت میکند. نصیحتها دیگر به دلش نمینشیند و چنین دلی که در این حال قرار گرفته، دیگر باز نمیگردد.
مشکل است آزاد بودن، دل که با دلبر نشست
مردنست، از تن، جدایی دل که با جان خو گرفت
هوش مصنوعی: آزاد بودن کار آسانی نیست، زیرا وقتی دل با معشوقش همراه میشود، انگار از بدن جدا میشود و این جدایی برای قلبی که با جانش آشتی کرده، بسیار دشوار است.
عقل بیرون شد ز من، پرسیدمش کین چیست، گفت
ما که هوشیاریم با دیوانه نتوان خو گرفت
هوش مصنوعی: عقل من از دست رفت و از او پرسیدم که چه اتفاقی افتاده است. او پاسخ داد که ما که درک و فهم داریم، نمیتوانیم با انسانهای دیوانه کنار بیاییم.
من شبی چون کوه دارم زین دل کوتاه روز
خرم آن ذره که با خورشید تابان خو گرفت
هوش مصنوعی: من شبی مانند کوه، از دل سنگین خود رنج میبرم؛ اما روزهای شاد و روشن را فقط آن ذرهای تجربه میکند که با خورشید درخشان آشنا شده است.
طاقت رویت ندارم، گرچه میدانم از آنک
چشم بیاقبال من با پای دربان خو گرفت
هوش مصنوعی: من نمیتوانم زیبایی چهرهات را تحمل کنم، هرچند میدانم که چشم ناامید من به خاطر رفت و آمدهای بیفایدهاش عادت کرده است.
طاقت رویت ندارم، گرچه میدانم، از آنک
چشم بیاقبال من با پای دربان خو گرفت
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دیدار تو را تحمل کنم، هر چند که میدانم. چون چشمان نامناسب من به دیدن دور از تو عادت کرده است.
آگهی کی دارد از اسکندر تشنهجگر
خضر تنها خوار کو با آب حیوان خو گرفت
هوش مصنوعی: کیست که از درد و تشنگی اسکندر خبر دارد؟ خضر تنها که با آب حیات آشنا است، چگونه میتواند به او کمک کند؟
دل به زلفت ماند، ازو بوی مسلمانی مجو
زان که عمری رفت کاندر کافرستان خو گرفت
هوش مصنوعی: دل به زلف تو دلباخته، اما نباید انتظار بوی مسلمانی از آن داشته باشی، چون سالها در سرزمین کافران زندگی کرده و به آنها عادت کرده است.
گر خیالت مونس دل شد مرا، بازش مدار
هم به من بگذار کین یوسف به زندان خو گرفت
هوش مصنوعی: اگر خیال تو تسلیدهنده دل من شده است، باز هم آن را دور نکن و بگذار همچنان در دل من بماند. این یوسف (که در اینجا به عشق یا آرزو اشاره دارد) به زندان عشق عادت کرده است.
مردمان گویند خسرو چونی از سر کو ب عشق
چون بود، گویی که آن با زخم چوگان خو گرفت
هوش مصنوعی: مردم میگویند ای خسرو، چطور هستی؟ از عشق خود چه احوالی داری؟ انگار که تو با زخمهای عشق عادت کردهای.