برگردان به زبان ساده
هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
دیده خاک راه او دامان به دامان برگرفت
هوش مصنوعی: هر گامی که در مسیر آن سرو زیبای گامزن برداشته شد، چشمهایم خاک آن راه را گرفت و دامنم به دامن آن مسیر آغشته شد.
سر به صد زاری نهادم بارها بر پای او
کافرم گر هیچگاه آن نامسلمان برگرفت
هوش مصنوعی: بارها به پای او سر به زاری گذاشتم، حتی اگر کافر باشم، اگر هرگز آن نامسلمان را به شناخت برساند.
جان به پنهانی ز ما بر بود و پیدا هم نکرد
دل به دشواری به ما بربست و آسان برگرفت
هوش مصنوعی: روح ما در خفا به پرواز درآمد و خود را نشان نداد. دل به سختی به ما پیوست و به سادگی از ما جدا شد.
دل که اندر زلف او گم گشت نتوان یافتن
چشم کان بر روی او افتاد نتوان برگرفت
هوش مصنوعی: دل که در زلف او گم شده، نمیتوان آن را پیدا کرد. چشمی که بر چهره او بیفتد، دیگر نمیتواند آن را برگرداند.
باد نوروزی که صد نقش آورد بر روی آب
دید لعلش را قدم از آب حیوان بر گرفت
هوش مصنوعی: باد بهاری که بر روی سطح آب، تصاویری زیبا نقش میبندد، وقتی که لعل (جواهر) را دید، از آب حیوانی فاصله گرفت.
خوی او خاص از پی ما بیوفایی شیوه کرد
یا جهان رسم وفادراری ز دوران برگرفت
هوش مصنوعی: او به خاطر ما، از وفا دست برداشته و به بیوفایی روی آورده، یا اینکه جهان از زمان قدیم، رسم وفاداری را فراموش کرده است.
هر در افشانی که خسرو کرد از نوک قلم
چشم خون افشان او از نوک مژگان بر گرفت
هوش مصنوعی: هر بار که خسرو سخنان عاشقانه میگفت، چشمانش به شدت اشک میریخت و اشکهایش به مانند قطرات خون از مژگانش سرازیر میشد.