برگردان به زبان ساده
شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
دولت بادی که آن سرو روان را برگرفت
هوش مصنوعی: قهرمان بزرگ و شجاعی به سراغ من آمد و جانم را از سینهام بیرون کشید. این اتفاق به لطف نسیمی بود که آن جوان بلندبالا را نیز با خود برد.
بار و جان هر دو درین تن بود و جان آمد درون
یار را گفت این چه باشد با تو جان را برگرفت
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که هم بار (مسئولیتها و مشکلات) و هم جان (روح و زندگی) در بدن وجود دارند. جان به یار (عشق یا محبوب) میگوید که این حالت و وضعیت چه معنا دارد و در نهایت جان از او جدا میشود.
دی که کرد ابر بلند آن یار خلقی را بکشت
گوییا ترکی به خونریزی کمان را بر گرفت
هوش مصنوعی: روزی که ابر بلند آن محبوب ظاهر شد و زندگی افرادی را تحت تأثیر قرار داد، گویی که کمانی در دستش گرفت و به خونریزی پرداخت.
سرخ گل کز آب چشم من به کوی او دمید
گریه خون کرد بر وی هر که آن را برگرفت
هوش مصنوعی: گل سرخی که از اشک من در کوی محبوب رویید، بر کسی که آن را برداشت، گریهای خونین کرد.
گفتمش گویم غم خود چون بدیدم دم نماند
زانکه حیرت از لب خسرو زبان را برگرفت
هوش مصنوعی: به او گفتم که غم خود را برایت بگویم، اما وقتی او را دیدم، زبانم بند آمد و حیرت اجازه نداد حرفی بزنم.