برگردان به زبان ساده
روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
هر کسی با شاهد و می راه صحرا بر گرفت
هوش مصنوعی: روز نوروز است و ساقی، جام شراب را برداشت. هر کسی به همراه معشوق و در حالی که شراب مینوشد، به سوی صحرا رفت.
گرد ره بر چشم خود نرگس که دردش هم نکرد
خوبرویی را که پا بهر تماشا برگرفت
هوش مصنوعی: نرگس، با نگاهش به طرف کسی که به تماشا ایستاده، توجهی به دردش ندارد و زیباییاش را فراموش کرده است.
سرو با خوبان خرامش کرد و نی می خواست، لیک
پا نکردش پا اگر چه بیشتر پا برگرفت
هوش مصنوعی: سرو، با زیبایانی که در حال حرکت بودند، میخواست به آنها بپیوندد و نی را نیز میخواست، اما نتوانست، هرچند که تلاش بیشتری کرد.
هست صحرا چون کف دست و بر او لاله چو جام
خوش کف دستی که چندین جام صهبا برگرفت
هوش مصنوعی: صحرا همانند کف دست است و بر روی آن گلهای لاله همچون جامهای زیبا قرار دارند، گویی که دستهایی که چندین جام شراب را برمیدارند.
نرگس اندر پیش گل، گر جام می بر سر کشید
باغبانش مست و لایعقل از آنجا برگرفت
هوش مصنوعی: نرگس اگر در حضور گل، جام می را بالا ببرد، باغبانش در آنجا مست و بیاختیار از حال رفته و به او بیاعتنا میشود.
لاله را سودای خامی بود، با صد شربت ابر
از دماغ لاله نتوانست سودا بر گرفت
هوش مصنوعی: لاله به خاطر آرزوی دست نیافتنیاش، با وجود صدها شربت باران، نتوانست اندیشهاش را کنار بگذارد.
در چمن رفتم که نرگس چینم از پهلوی گل
چشم نتوانستم از روهای زیبا برگرفت
هوش مصنوعی: به چمنی رفتم تا نرگس بچینم، اما از زیبایی چهرهها نتوانستم به گلها نگاه کنم و گل بچینم.
کار با دیوانگی افتاد خسرو را، از آنک
سر ز می خوردن نخواهد ساقی ما برگرفت
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر دیوانگیاش دچار مشکل شده است، زیرا دیگر نمیتواند از شراب بنوشد و ساقی او به این علت از او دور شده است.