برگردان به زبان ساده
نمی داند مه نامهربانم
که دور از روی خوبش بر چه سانم؟
هوش مصنوعی: او از حال من بیخبر است و نمیداند که چطور بدون دیدن چهره زیبا و دلنشینش زندگی میکنم.
چو زلف بیقرارش بیقرارم
چو چشم ناتوانش ناتوانم
هوش مصنوعی: موهای پریشان او مرا بیقرار کرده و چشمان ضعیف او هم مرا ناتوان کرده است.
برو باد و گدایی کن به کویش
بگو با آن مه نامهربانم
هوش مصنوعی: برو و از جانب من به آنجا برو، آنجا که معشوقهام به خوبیها مشغول است و بیمحابا با دیگران برخورد میکند. به او بگویید که من دلتنگ او هستم و از دور به او فکر میکنم.
«که گرچه می نهی بار فراقم
وگرچه می زنی تیغ زبانم
هوش مصنوعی: با اینکه فراق تو را بر دوش میکشم و با اینکه زبانم را به خاطر تو به زخم میزنم، باز هم...
هنوزم مهرت اندر سینه باشد
اگر در خاک ریزد استخوانم »
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو هنوز در دل من هست، حتی اگر بعد از مرگم، جسمم به خاک سپرده شود.
بپرس از شمع حال سوز خسرو
که تا گوید که شبها بر چه سانم
هوش مصنوعی: از شمع بپرس که حال و روز سوزان خسرو چگونه است، تا به تو بگوید که شبها چه حالی دارد.