برگردان به زبان ساده
ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
چنین باشد چو گفت دل شنیدم
هوش مصنوعی: من از تو حوادث و مشکلات زیادی را در روح خود احساس کردم، و این وضعیت وقتی تاوان آن را چشیدم، برایم روشن شد.
گذر کردم به بازار جمالت
دلی بفروختم، جانی خریدم
هوش مصنوعی: به بازار زیباییات رفتم، دلی را به فروش گذاشتم و به جای آن جان و روحی تازه خریدم.
جهانی کشته ای از من مکن ننگ
که من هم در صف ایشان شهیدم
هوش مصنوعی: من را به خاطر اینکه گروهی کشته شدهاند، سرزنش نکن، چون من هم در میان آنها جان باختهام.
به کویت مردنم روزی هوس بود
بحمدالله، به کام دل رسیدم
هوش مصنوعی: من روزی آرزو داشتم که در کوی تو بمیرم و حالا به خواستهام رسیدم.
بدار، ای پندگو، از دامنم دست
که من پیراهن عصمت دریدم
هوش مصنوعی: ای پنددهنده، دستت را از دامن من بردار، زیرا من پیراهن پاکی و عفت خود را پاره کردم.
چه داند بی خبر خون خوردن عشق؟
تو از من پرس کاین شربت چشیدم
هوش مصنوعی: چه کسی میداند که عشق چگونه آدم را به درد میآورد؟ تو از من بپرس که من این تلخی را چشیدهام.
اگر گویی ز من بربا دل خویش
ز تو نتوانم، از خسرو بریدم
هوش مصنوعی: اگر بگویی من را از دل خودت ببر، نمیتوانم این کار را بکنم، چون از خسرو بریدهام.