برگردان به زبان ساده
چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
رها کن کز کف پای تو زنگ دیده بزدایم
هوش مصنوعی: وقتی خبر خوش این نعمت را به من دادی، با کمال میل میخواهم چهرهام را به تو نشان دهم. فقط کافی است از خودت دور شوی تا بتوانم غبارهایی که بر چشمانم نشسته را پاک کنم.
به پات ار دیده سایم، زنده گردم، لیک کشت آنم
کز این خون غم آلوده چگونه پات آلایم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم خودم را در برابر تو با نوک دیدهام بپرستم و زنده شوم، اما در عین حال، غم و خون آلودگی که در دل دارم، باعث میشود نتوانم پاهای تو را پاکیزه کنم.
ز خون دیده خود شرمسارم پیش تو، کز وی
همه یاقوت قلب این نثار آن چنانم پایم
هوش مصنوعی: من از اشکهای خود شرمسارم که به خاطر تو ریختهام، چرا که تمام ارزش قلبم به این اشکها میافزاید و مرا به این حال درآورده است.
جهانی نرخ یک نظاره کردی در جمال خود
دو عالم گر بود دستم، برین بالا بیفزایم
هوش مصنوعی: در این دنیا، با یک نگاه به زیبایی خود، میفهمم که اگر دو جهان هم در دستم بود، باز هم میخواستم بر زیباییام بیفزایم.
بمیرم زین هوس کاید شبی خواب و ترا بینم
چو از خواب اندر آیم، هم به رویت چشم بگشایم
هوش مصنوعی: من به خاطر این آرزو میمیرم که شبی خواب تو را ببینم، و وقتی از خواب بیدار شوم، چشمانم را بر روی تو باز کنم.
شنیدن چون توانم ذکرت از گفتار هر غیری
چو گویم نام تو، خواهم زبان خود فرو خایم
هوش مصنوعی: وقتی نام تو را بر زبان میآورم، نمیتوانم به یاد دیگران گوش دهم و فقط میخواهم زبانم را خاموش کنم.
مزن طعنه که از کویم عزیز چشمها گشتی
که آخر خاک در می ریزم، این، نه سرمه می سایم
هوش مصنوعی: بهتر است به تحقیر دیگران نپردازی، چون من در جایگاه والایی هستم و در نهایت همه چیز به خاک خواهد رفت. این کار من نیست که به زیبایی ظاهری بپردازم.
بباید سوختن صد بار و بازم آفرید از سر
کز آنسان پاک گردم کاتشت را سوختن شایم
هوش مصنوعی: برای پاک شدن از گناهان و ناخالصیها، باید بارها و بارها خود را بسوزانم و دوباره از نو زاده شوم. زیرا این تنها راهی است که میتوانم به خلوص دست یابم و شایستهی عشق الهی شوم.
دعا این می کند خسرو که گردم خاک در کویت
مگر بختم کند یاری که روزی زیر پات آیم
هوش مصنوعی: خسرو دعا میکند که ای کاش من خاک پای تو شوم، شاید مقدر شود که روزی زیر پای تو قرار بگیرم.