برگردان به زبان ساده
سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
درد منی و از جان درمان خودت خوانم
هوش مصنوعی: تو از درختان باغ منی و من از دل آن باغ دردی را که دارم، به تو میگویم. تو درمان منی و من از جانم احساس نیاز به تو میکنم.
اول به دو صد زاری جان پیشکشت کردم
و آنگاه به صد عزت مهمان خودت خوانم
هوش مصنوعی: ابتدا با تمام وجود و صد افسوس جانم را به تو تقدیم میکنم و سپس با افتخار و احترام وی را میپذیرم.
مهمانت چه خوانم من نه خضر نه عیسی تا
بر آب خودت جویم، بر خوان خودت خوانم
هوش مصنوعی: من نمیدانم مهمان تو چه کسی است، نه خضر هستم و نه عیسی، اما فقط میتوانم بر سر سفره خودت برایت دعا کنم و آرزو کنم.
هر چند که جان من دید از تو جفایی چند
با این دل همه درد دل جانان خودت خوانم
هوش مصنوعی: هر چند که جان من از ستمهایت آگاه است، اما با این حال، همه مشکلات و غمهای خود را به تو نسبت میدهم و درد دل خود را فقط به تو میگویم.
هر لحظه مرا با دل جنگی ست در این معنی
کو زان خودت گوید، من زان خودت خوانم
هوش مصنوعی: هر لحظه بین دل و احساساتم نبردی وجود دارد. در این باره، به من بگو که چه چیزی را از خودت بیان میکنی، من آن را از دید خودم درک میکنم.
از بس که نمی ارزم نزد تو به کشتن هم
قربان شوم ار گویی «قربان خودت خوانم »
هوش مصنوعی: من هنوز برای تو ارزشی ندارم، حتی اگر به خاطر تو هم بخواهم قربانی شوم، باز هم تو نمیگویی "قربان خودت بیا".
از گونه روی خود ارزد همه شب خسرو
زین پس که اگر گویی سلطان خودت خوانم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر زیبایی چهرهات، خسرو (سلطان) میگوید: از این پس اگر تو را سلطان خود بخوانم، بر این زیبایی میارزد.