برگردان به زبان ساده
بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم
هوش مصنوعی: در آن شب من در حالتی بودم که اگر کسی از من درباره داستان آن شب میپرسید، پاسخ میدادم و اگر نیاز بود به احترام سگهای او خم میشدم.
مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او
سرود جلوه کان در نوحه گویند آن مگوییدم
هوش مصنوعی: امروز در شرایط سخت و ناگوار، برای او زیبایی و جلوهای دارم که در نوحهها و اشعاری که برایش میگویند، ذکر نشده است.
شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
به خاکم همچنان پر خون در آرید و مشوییدم
هوش مصنوعی: عشق من مانند خنجری است که قلبم را جریحهدار کرده و چشمانم را پر از اشک کرده است. همچنان که با خون دل، زمین را آتشین کردهام، نگذارید که از این مسیر منحرف شوم.
گلی کز خاک من روید، به گوش اهل دل گوید
که من بوی فلان دارم، مبوییدم، مبوییدم
هوش مصنوعی: گلی که از خاک من جوانه میزند، به کسانی که دلشان با حقیقتها پیوند دارد میگوید که من بوی فلان چیز را میزنم، من از آن بوی خوش هستم، من از آن خوشبو هستم.
همه جا از شهیدان نور خیزد وز دلم آتش
نشان است این میان کشتگانش، گر بجوییدم
هوش مصنوعی: در هر جا نوری از ایمان و فداکاری شهیدان میدرخشد و در دل من آتش عشقی وجود دارد. اگر در میان کشتگان عشق گام بزنم، حسرتی در دل خواهم داشت.
گر از گل گل شود پیدا، ز من خواهد زدن بویش
نبوییدم که از غیرت بسوزم، گر ببوییدم
هوش مصنوعی: اگر بوی گل از گل بیرون بیاید، من آن را حس میکنم و از آن بوی خوش میسوزم. اما اگر این بوی خوش را از کسی جز گل بگیرم، دلم میسوزد.
پس از کشتن که خون آلوده خسپد بر درش، خسرو
از آن بهتر که با عزت به خون دیده شوییدم
هوش مصنوعی: پس از اینکه کسی کشته شود و خون او به در خانهاش بریزد، خسرو از آن بهتر است که با عزت و احترام خون دیدهام شسته شود.