برگردان به زبان ساده
من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
ز سودای بتان داغ غلامی بر جبین دارم
هوش مصنوعی: من از خاکی هستم که به خاطر وفاداریام، با سرافرازی بر روی زمین ایستادهام و آثار عشق و شوق به معشوقان را همچون نشانی از خدمتگزاری بر پیشانی خود دارم.
ز مردن غم ندارم، لیک روزی کز غمت میرم
فراموشت شود از من به عالم غم، همین دارم
هوش مصنوعی: نمیترسم از مرگ، اما از آن روزی نگرانم که با رفتن من، تو نیز فراموشم کنی و همچنان در غم من باشی. همین احساس بابت تو برایم مهم است.
فدا کردیم در عشقت دل و دین و ز من مانده
همین جانی که آن هم بهر روز واپسین دارم
هوش مصنوعی: ما بسبب عشق تو، دل و ایمانمان را فدا کردیم و تنها همین جان برایم مانده که آن را هم برای روز آخر نگه داشتهام.
مرا گویند کاندر وصل او خوش باش، چون باشم؟
که چون هجران شبان روزی بلایی در کمین دارم
هوش مصنوعی: میگویند که در ارتباط با او خوش باش، اما من چگونه میتوانم خوش باشم؟ وقتی که در طول شبانهروز در کمین من درد و رنج جدایی است.
بسی گفتند خسرو را دل از مهر بتان بر کن
سخن نشنوده ام اکنون، نه دل دارم، نه دین دارم
هوش مصنوعی: بسیاری به خسرو گفتند که از عشق معشوقان دل بکَن، اما او هنوز سخن آنها را نشنیده است. اکنون نه دل برای عشق دارد و نه به دین و عقاید خود پایبند است.