برگردان به زبان ساده
نگارا، صحبت از اغیار بگسل
گل خندان من، از خار بگسل
هوش مصنوعی: ای عزیزم، صحبت تو را با دیگران قطع کن و من را از غم و ناراحتی دور کن، مثل گلی که از خار جدا میشود.
نخست از بند جان پیوند بگشای
پس آنگه دوستی از یار بگسل
هوش مصنوعی: ابتدا باید از زنجیرهای زندگانی خود آزاد شوی، سپس میتوانی ارتباط دوستی را با محبوبت قطع کنی.
ندانم تا که گفت آن بی وفا را
که مهر از دوستان یک بار بگسل
هوش مصنوعی: نمیدانم چه زمانی آن فرد بیوفا گفت که محبت باید یک بار از دوستان قطع شود.
بزن مطرب ز رحمت راه عشاق
رگ جان و دل افگار بگسل
هوش مصنوعی: بزن، ای مطرب، ساز را به آواز عشق، طوری که رگهای جان و دل را به لرزه درآورد و از هم بگسلد.
اگر سوده شود ز ابریشم چنگ
گلیم صوفیان را تار بگسل
هوش مصنوعی: اگر تار و پود گلیم صوفیانهای از ابریشم و چنگ جدا شود، نشان از ضعف و سستی آن دارد.
چرا مینالی، ای بلبل، چنین زار
نمی گفتم از آن گلزار بگسل
هوش مصنوعی: چرا ای بلبل، اینگونه غمگین هستی؟ من از آن باغ گل، چنین غم و اندوهی را بیان نمیکردم.
درون بتخانه و بیرون مناجات
مسلمان شو، دلا، زنار بگسل
هوش مصنوعی: در دل بتکده مشغول عبادت باش و از بیرون به نماز و نیایش خود ادامه بده، ای دل، زنجیر وابستگیها را بکن و آزاد شو.
کمند عشق را نتوان گسستن
برو سر رشته پندار بگسل
هوش مصنوعی: عشق را نمیتوان به راحتی قطع کرد، برای اینکه بتوانی از آن رهایی یابی، باید به ریشه و افکار خودت نفوذ کنی و آنها را تغییر بدهی.
نیابی داد خوبان، خسرو، از کس
بزن دست و عنان یار بگسل
هوش مصنوعی: خوبان را نمیتوان از کسی طلب کرد، بنابراین ای خسرو، بیپروا عمل کن و به همراهت نگذار که او خود را از دست بدهد.