برگردان به زبان ساده
مرا بهرت خصومتهاست با دل
کنون با من درین سودا و با دل
هوش مصنوعی: شاید به دلیل بعضی مشکلات، حالا درگیریها و خصومتهایم با دل و احساسات خودم بیشتر شده است. اکنون در این وضعیت، من و دل باید در مورد این موضوع فکر کنیم و با هم مواجه شویم.
اگر باد سر زلفت همین است
کجا ما و کجا جان و کجا دل
هوش مصنوعی: اگر همین حال و هوای باد زلف توست، ما چه ارتباطی با جان و دل داریم؟
ز تو از گوشه چشمی اشارت
ز ما عقل و ز ما جان و ز ما دل
هوش مصنوعی: از چشمان تو یک اشاره کافی است تا ما را از عقل و جان و دل بینیاز کند.
دل ار بیگانه گشت از من، نرنجم
که عاشق را نباشد آشنا دل
هوش مصنوعی: اگر دل کسی از من دور شود، من ناراحت نخواهم شد، چرا که عاشق هیچگاه دلش با بیگانهای آشنا نمیشود.
به خون گرم دل پیوست با دوست
بدینسان چون توان کردن جدا دل
هوش مصنوعی: دوست دلش را با شور و محبت به خود پیوند زد و به این شکل، بر جدا شدن دلها از یکدیگر فائق آمد.
مرا گویی که جانت از چیست در سوز؟
بلا شد جان مرا، جان را بلا دل
هوش مصنوعی: میفرمایی که سبب ناراحتی و درد تو چیست؟ بلا و مصیبت جان مرا گرفته و جانم تحت تاثیر بلا قرار دارد.
بماندم در بلای دل که یارب
مبادا هیچ کس را مبتلا دل
هوش مصنوعی: من در درد و رنج دل ماندهام و امیدوارم هیچ کس دیگر گرفتار این درد نشود.
چه گویندم که دل نه، پند بشنو
که صد منزل ز من راهست با دل
هوش مصنوعی: دل من در این مسیر به سادگی نیست و راه رسیدن به آن صد منزل فاصله دارد؛ بنابراین، بهتر است به نصیحتها توجه کنی.
به یک دلدار بس کن، خسروا، زآنک
نبندد هیچ عاشق جا به جا دل
هوش مصنوعی: به یک معشوق بسنده کن، ای شاه، زیرا هیچ عاشق نمیتواند دلش را در جایی غیر از دل معشوق قرار دهد.