برگردان به زبان ساده
خلق به هر کار و من برسر سودای خویش
در هوسی هر کسی من به تمنای خویش
هوش مصنوعی: مردم در هر کاری مشغولند و من در پی آرزوهایم هستم؛ هر کسی هوسهای خود را دنبال میکند و من هم به دنبال خواستههای خود میروم.
گوید همسایه ام هر شبت، این ناله چیست؟
مویه خود می کنم بر تن تنهای خویش
هوش مصنوعی: همسایهام هر شب از من میپرسد که چرا اینقدر ناله میزنم؟ من به تنهایی خودم غمگین و ناراحت هستم و روی آن مویه میکنم.
سینه با تاباک و من بنگرم از بیم جان
چند عقوبت کنم بر دل شیدای خویش
هوش مصنوعی: دل شیدای خود را از ترس جانم، با عذابها و مصیبتها پر میکنم و به تماشای سینهام که در میان عذاب است، و به خاطر این نگرانی به خودم سختی میزنم.
من چو نمی بینمت، لطف کن ار گه گهی
من نه همه جای خود بلکه همه جای خویش
هوش مصنوعی: من وقتی تو را نمی بینم، لطف کن گاهی من را تنها در جایی که هستم نگذار، بلکه در تمام وجودم حضور داشته باش.
حسن فروشی به دل، ناله فروشی به جان
سهل چنین هم مکن قیمت کالای خویش
هوش مصنوعی: هرگز زیبایی و جذابیت خود را تنها برای دلها عرضه نکن و ناله و شکایت را نیز برای روح خود آسان نساز. اینطور نباش که ارزش خود را بهراحتی کمنگینی.
در دل تنگم همی جز تو نگنجد کسی
کرته ازین به مخواه چست به بالای خویش
هوش مصنوعی: در دل تنگم هیچکس جز تو جا ندارد، پس از این به جستجوی کسی دیگر نرو. با آرامش و اعتماد به نفس بر فراز خود بایست.
پا چو به کویت نهم غیرت کوی ترا
سرمه دیده کنم خاک کف پای خویش
هوش مصنوعی: هرگاه که پاهایم را به سرزمین تو میگذارم، عشق و غیرت تو چشمانم را پر از اشک میکند و آن خاکی که زیر پایم است، برایم مثل سرمهای ارزشمند میشود.
من چو ز اندوه عشق جان نبرم، لیک تو
خال ملامت منه بر رخ زیبای خویش
هوش مصنوعی: من اگرچه از درد عشق جان نمیدهم، اما تو بر چهره زیبای خود به خودت خرده نگیرید.
در حق خسرو فتد، هیچ، که ضایع کنی
رحمت امروز خود از پی فردای خویش
هوش مصنوعی: اگر به خسرو ظلم کنی، هیچ. زیرا با این کار، رحمت و مهربانی امروز خود را برای آیندهات به خطر میاندازی.