برگردان به زبان ساده
ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
کشته چو بنده هر زمان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: ای تیر تو به قلب من نشسته و مرا کشتهای. من همیشه در انتظار رسیدن تو هستم و هر بار که میآیم به عشق تو، مانند گذشته، بارها کشته میشوم.
گفته به وعده گه گهی یک شب از آن تو شوم
روز گذشته در میان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به وعدهای اشاره میکند که گاهی ممکن است یک شب متعلق به او شود، اما روزهایی که میگذرد، به تعداد یک، دو، سه، چهار، پنج و شش، زمان را میشمارد و نشان میدهد که هنوز به خواستهاش نرسیده است. این بیان نشاندهندهی انتظار و امیدواری شاعر است.
گفت صبا ز غیرتم کاید اگر ز کوی تو
همره بوی تست جان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: صبا گفت که اگر از عشق تو بویی به مشامم برسد، جانم به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و شمارش عاطفهام آغاز میشود.
پیش در تو هر نفس از هوس دهان تو
بوسه زنم بر آستان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: هر لحظه در نزد تو، از شوق و هوس، میخواهم دهان تو را ببوسم و بر درگاه تو بایستم، یک، دو، سه، چهار، پنج و شش.
منع دو چشم کن که شد از دل خسته هر دمی
رایت آن دو ناتوان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: چشمانت را ببند، زیرا هر بار که به آنها نگاه میکنی، دل من بیشتر ناراحت میشود. این دو چشم ضعیف، همچون پرچمی در دست من هستند که تنها به شمارش یک تا شش میپردازند.
گاهِ نظاره چون که تو جلوه کنی جمال را
کشته شوند عاشقان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: هرگاه که تو خود را نمایش دهی، زیباییات چنان است که عاشقان در عشق تو از پای در میآیند، چه بسا که این حال به تعداد زیادی پیش آید.
آه و فغان ز مردمان بس که همی کند دمی
خسرو خسته دل فغان، یک دو سه چار و پنج و شش
هوش مصنوعی: مردم به شدت ناله و فریاد میکنند، به طوری که دل خسته خسرو نیز به درد آمده و او هم در حال فریاد زدن است. این صدا و گریهها ادامه دارد و شمارهاش به یک، دو، سه، چهار، پنج و شش میرسد.