برگردان به زبان ساده
رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
مبند چشم عنایت نظر فراز مگیر
هوش مصنوعی: امشب را برای من خوشایند کن و در دشواری با ناز و کرشمه رفتار مکن. لطف و توجه خود را از من دریغ نکن و نگاهت را از من برنگردان.
ز دل گزیده شدم، زلف را بدو مگذار
منم غریب، تو سگ را رسن دراز مگیر
هوش مصنوعی: من از دل زخمی میآیم، موها را به او نده. من غریبم، تو هم با دوستی که دارم، به دام نمیافتم.
اگر بگیرم زلفت، به سوی خویش مکش
ز دست من بردت شب، طریق باز مگیر
هوش مصنوعی: اگر موهایت را بگیرم، آن را به سمت خودت نکش. شب مرا از دستانت برده است، ولی راه برگشت را نگیری.
بدزد لب، چو بگیرم به زیر دندانش
نواله ای به دهن آمده ست، باز مگیر
هوش مصنوعی: اگر لبم را بدزدی، وقتی که دندانم بر آن میفشارد بگذار که نوالهای به دهان آوردهام، دوباره مگیر.
تنم ز هجر دو تا شد، هنوز زخم مزن
مرا که چنگ شکستم برای ساز مگیر
هوش مصنوعی: دوست عزیزم، از بیخبری و دوریات قلبم به شدت شکسته است. هنوز دردی که از جدایی دارم را به من نزن، زیرا ناتوانیام در نواختن ساز از آن زخمها میآید.
چو من بسوختم از غم مخای چندین لب
چو شمع پیش تو باشد، شکر به گاز مگیر
هوش مصنوعی: وقتی من از غم سوختهام، لبانم مانند شمع در مقابل تو قرار دارد، پس برای من شکر و خوشی را نچش.
ببرده ای دل خسرو، مگوی کی بردم؟
عنان ناز بکش، راه احتراز مگیر
هوش مصنوعی: قلب خسرو را نزد خود بردهای، نپرس که این کار را چه زمانی انجام دادهام! به آرامی بر روی ناز خود ادامه بده و از مسیر فرار نکن.