برگردان به زبان ساده
قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
شبم دراز چو گیسوی نیمتاب قمر
هوش مصنوعی: شما از من دوری کردید و من به خاطر این جدایی دچار یأس و ناامیدی شدم. شب من همچون موهای بلند و براق قمر به طولانی است.
خرابه ها همه چون از قمر شود روشن
چراست تیره دل من، چو شد خراب قمر
هوش مصنوعی: هرچند که ویرانهها با نور قمر روشن میشوند، اما دل تیره و بیتاب من چرا همچنان تاریک است، همانطور که قمر خود ویران شده است.
تمام شب قمر آسمان نمی خسپد
که چشم این قمر ما ببست خواب قمر
هوش مصنوعی: تمام شب ماه آسمان بیدار است و نمیخوابد، چون چشم این ماه در دل ما خوابش برده است.
کجا رسد مه گردون بدین قمر، باری
که نیست چشمه خورشیسدتر به آب قمر
هوش مصنوعی: در آسمان، ماهی که بدون شک دچار تغییرات و حرکت است، هرگز نمیتواند به زیبایی و درخشش خورشید برسد. زیرا نور و درخشش خورشید بسیار بیشتر و قویتر از نور ماه است.
ز نور باشد هر قطره چشمه خورشید
چو خون چکد ز رخ همچو آفتاب قمر
هوش مصنوعی: هر قطرهای از نور، نشانهای از روشنایی خورشید است. وقتی خون از چهرهٔ کسی بریزد، همچنان درخشان و زیباست مانند نور آفتاب در کنار زیباییهای ماه.
کنون دمیدن صبح از رخ قمر باشد
چو آفتاب نهان شد ز ماهتاب قمر
هوش مصنوعی: اکنون درخشش صبح از چهره ماه نمایان است، همچنان که خورشید در سایه ماه تابان مخفی شده است.
گر آید و برود زودتر نه جای گله است
از آنکه نیست نهان، خسروا، شتاب قمر
هوش مصنوعی: اگر کسی زود بیاید و برود، نباید از این بابت ناراحت شد، زیرا پنهان نیست که پرچم شتابان است.