برگردان به زبان ساده
سر به کوی عشق غلتانیده گیر
چشم را بر خواب خوابانیده گیر
هوش مصنوعی: در خیابان عشق غوطهور شو و چشمانت را بر روی خوابهایی که به تو عرض میشوند، ببند.
زلف پیچانت چو گیرم بیهده
تهمتی بر خویش پیچانیده گیر
هوش مصنوعی: وقتی که زلف زیبا را میگیرم، بدون دلیل به خودم نسبتهای نادرست میزنم.
چشم تو خون می نغلتد از درون
گوهری از دیده غلتانیده گیر
هوش مصنوعی: چشم تو از درون مانند جواهری میدرخشد و اشکهایش مانند خون جاری میشود، پس آن جواهر را از چشمانت بگیر.
چون نمی گردد دلت، چون آسیا
ما چه گردانیم گردانیده گیر
هوش مصنوعی: اگر دلت تغییر نکند و به حرکت ندرآید، ما هم چه میتوانیم بگوییم و چه کاری از دستمان برمیآید؟
چند ترکانه به خون اغرا کنی
خانه زنبور شورانیده گیر
هوش مصنوعی: چندین بار به پایین بخورد و خانه زنبور را به هم بریزد.
پس کند تا کی زبان گردن چو شمع
آتش اندر سینه گیرانیده گیر
هوش مصنوعی: پس تا چه زمانی باید زبان به سکوت بنشیند، مانند شمعی که آتش در دل دارد و در درونش شعلهور است؟
گر چه خسرو را بمیرانی ز غم
نام چون باقیست، میرانیده گیر
هوش مصنوعی: اگرچه خسرو را به خاطر غم نامش میکشید، اما چون باقیست، او را بکشید.