برگردان به زبان ساده
مسلمانان، گرفتارم گرفتار
وزین جال دل افگارم گرفتار
هوش مصنوعی: مسلمانان، من در یک تنگنای دردناک گرفتار شدم و دل من به خاطر این وضعیت در فشار است.
نظر بر نیکوان چندان نهادم
که شد ناگه دل زارم گرفتار
هوش مصنوعی: به قدری به زیبایی و نیکی انسانها توجه کردم که ناگهان دلم به شدت گرفتار احساسات شد.
چو خود کردم نظر در روی خوبان
بدین محنت سزاوارم گرفتار
هوش مصنوعی: وقتی به چهره زیباها نگاه کردم، متوجه شدم که به خاطر این نگاه کردن و احساساتم سزاوار رنج و گرفتاری هستم.
کمند گیسو افگنده ست و کرده
یکی خونریز عیارم گرفتار
هوش مصنوعی: موهای فر خوردهاش مانند دامی مرا به شدت اسیر کرده است و من در چنگال یک جوان شجاع و خونریز گرفتار آمدهام.
گسستن را ندارم طاقت ار چه
ز موی او به یک تارم گرفتار
هوش مصنوعی: من توانایی جدا شدن را ندارم، حتی اگر به یک تار موی او هم وابسته باشم.
شبم را حال کی داند که هرگز
به روز من نشد یارم گرفتار
هوش مصنوعی: هیچکس از حال و روز شب من باخبر نیست، چرا که هیچگاه در روز به یاریام نرسیده است.
برو از دیده خسرو که بادا
به آب چشم بیدارم گرفتار
هوش مصنوعی: از چشمان خسرو دور شو، چون من در غم و اندوهی عمیق گرفتار شدهام.