برگردان به زبان ساده
اشک چو لعل ریزد آن لب مرا ز دیده
در شیشه هرچه باشد از وی همان چکیده
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند سنگهای قیمتی از لبهای من میریزد و هر چیزی که از من در شیشه جمع شود، همان اشکها هستند.
باشد هنوز چشمم همچون مگس بر آن لب
گر عنکبوت بینی بر خاک من تنیده
هوش مصنوعی: چشم من همچنان به آن لب خیره است، مانند مگسی که بر آن نشسته است، حتی اگر ببینی که عنکبوتی در حال تار تنیدن بر روی زمین من است.
از آب بر کشیده صورتگر آن ورق را
گلبرگ عارض تو هرجا که بر کشیده
هوش مصنوعی: صورتگر از آب بیرون آورده است و آن ورق را به زیبایی گلبرگ چهرهات در هر جا که نمایان شده، شکل داده است.
سیب ذقن رسد خود با من چو دیدم آن رخ
از آفتاب گردد هر میوه رسیده
هوش مصنوعی: وقتی که آن چهره را مانند آفتاب میبینم، حس میکنم سیب و میوههای رسیده به من نزدیکتر شدهاند.
گر آیدم به مهمان شبها خیال رویت
گیرم برای شمعش پیه از چراغ دیده
هوش مصنوعی: اگر شبها به مهمانی بروم، همیشه برای روشنایی شمع، اشک چشمانم را به یاد تو میریزیم.
پیش تو گل بخوبی از مفلسان برآید
آنکه گواه حالش پیراهن دریده
هوش مصنوعی: در برابر تو، حتی گل هم به زیبایی از کسانی که در فقر و تنگدستی هستند، ظاهر میشود. آن کسی که وضعیتش را در پیراهن پارهاش میتوان دید.
زاهد لباس تقوی کی از تو پاره سازد
بر قامت کمال است این جامه ها بریده
هوش مصنوعی: زاهد، لباس پرهیزکاری که به تو آسیب بزند، نشانه نقصی در کمال توست؛ چرا که این لباسها به گونهای بریده شدهاند که نشاندهندهی غنای وجودی تو هستند.