برگردان به زبان ساده
ای از حدیث زلف توام بر زبان گره
بگشای برقع از رخ و از زلف آن گره
هوش مصنوعی: ای کسی که زلف تو در کلام من جاری است، بر من بگشای پرده را از صورتت و از زلفت آن گره را.
چشمم گلی نچید ز باغ رخت هنوز
تا کی زند دو زلف تو بر ابروان گره
هوش مصنوعی: چشمم هنوز گلی از باغ زیبایی تو نچیده است، پس تا کی این دو زلف تو بر ابروهای من گره خواهد خورد؟
زلفت دلم بیست و در آویخت از هوا
جز باد دلگشا که گشاید چنان گره
هوش مصنوعی: موهای تو دل مرا پیچیده و تنها نسیم دلانگیز میتواند این گره را باز کند.
خوبان که دانه دانه کنند اشک عاشقان
از ساحری زننده بر آب روان گره
هوش مصنوعی: زیبایانی که به آرامی دل عاشقان را به درد میآورند، مانند جادوگری هستند که با سحرش بر آب جراحی میکند.
ابرو ترش کنی و بگویم زهی کمان
آری فتد همیشه ز زه بر کمان گره
هوش مصنوعی: وقتی که تو ابرویت را ببری و به من نگاهی کنی، گویی که کمان را از تیر رها کردهای و این زیبایی همیشه در دلم نقش میبندد.
موی میان او به کمر هست در خیال
چون رشته که باشدش اندر میان گره
هوش مصنوعی: موهای او در کمرش جمع شده و در خیالم مانند رشتهای است که در وسطش گرهای وجود دارد.
نظم کمال بسته به هم رشته درست
گفتار دیگران همه بر ریسمان گره
هوش مصنوعی: کمال نظم به این بستگی دارد که چگونه در سخن دیگران به درستی و دقت توجه کنیم و از آنها استفاده کنیم، همانطور که گرهها را به یک ریسمان میزنیم.