برگردان به زبان ساده
از فرقت تو هر دم خون بارم از دو دیده
گر دیدنت نباشد بیزارم از دو دیده
هوش مصنوعی: هر لحظه از دوری تو اشک میریزم و از چشمانم خون میبارد، اما اگر تو را نبینم، هیچگاه از چشمانم دلزده نخواهم شد.
چشمم نمیتواند روی رقیب دیدن
آری، همین توقع میدارم از دو دیده
هوش مصنوعی: چشمم نمیتواند رقیب را ببیند و همین انتظار را از هر دو چشمم دارم.
گر نیستم به مهرت صادق چو صبح، بادا
همچون شفق پر از خون رخسارم از دو دیده
هوش مصنوعی: اگر در محبتت همانند صبح صادق نیستم، پس چون شفق باید باشم، با رخساری پر از خون و اشک از چشمانم.
تا دیده دید رویت، افتاد در بلا دل
افتد چنین بلاها هر بارم از دو دیده
هوش مصنوعی: هر بار که چهرهٔ تو را میبینم، دلم به درد میآید و به عذاب میافتد. این عذاب برای من هر بار تکرار میشود.
بادم به دست و آتش در جان و خاک بر سر
همواره آب حسرت میبارم از دو دیده
هوش مصنوعی: با دلی پر از اندوه و ناراحتی، در حالی که آتش عشق و اشتیاق در درونم شعلهور است و احساس بیپناهی میکنم، اشکهایم به طور مکرر از چشمانم سرازیر میشود.
زان دم که وقف عشقت کردم خرابه دل
تخم وفا و مهرت میکارم از دو دیده
هوش مصنوعی: از زمانی که عشق تو را برای خودم وقف کردم، خرابه دل من پر از بذری است که نشانه وفا و محبت توست و آن را از چشمانم میکارد.
گر چه کمال در جان، درد تو کرد پنهان
چون آب میبخواند اسرارم از دو دیده
هوش مصنوعی: هرچند که نقص و مشکلات در وجود تو به خوبی پنهان شده است، اما مانند آب، درد و رازهایم را از چشمانم میخوانی.