برگردان به زبان ساده
گفتهای از ما دلت بَردار زنهار این مگو
جان من با آن لب و گفتار زنهار این مگو
هوش مصنوعی: نگو که از دل ما دوری، زیرا این را نگو، جان من با آن لب و سخن تو، این را نگو.
گفتهای راه وفا ما نیک نتوانیم رفت
با چنان قد خوش و رفتار زنهار این مگو
هوش مصنوعی: اگر ما نتوانیم در مسیر وفا گام برداریم، با چنین قد زیبا و رفتار دلانگیز، بهتر است دربارهاش صحبت نکنیم.
گفتهای خواهم بریدن از تو دیگر باره مهر
هم به مهر خود که دیگر بار زنهار این مگو
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که دیگر از تو جدا شوم و دیگر نمیخواهم به محبت قبلی برگردم. لطفاً این را به کسی نگویید.
گفتهای صبح امیدت من نیاوردم به شام
از رخ و از زلف شرمی دار زنهار این مگو
هوش مصنوعی: به تو امید صبح را ندادم که در شب از چهره و موهای خود شرم و حیا را نداشته باشی، این موضوع را به زنان نقل نکن.
گفتهای در آفتاب و مه توان هرگز رسید؟
وصل رویم را همان انگار، زنهار این مگو
هوش مصنوعی: در زیر آفتاب و به اوج قدرت هرگز به وصال محبوب نرسیدم، پس این را همچون یک هشدار به کسی نگو.
گفتهای آب خوشی هرگز کسی خورد از سراب؟
وعده ما هم همان پندار، زنهار این مگو
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز از آب زلالی که در سراب وجود دارد نمینوشد، پس ما نیز از وعدههای تو خیالی در ذهن داریم. مواظب باش، این را به کسی نگو.
گفتهای از دوستی جان خودم خواندی کمال
هرچه گونی این مگو زنهار زنهار این مگو
هوش مصنوعی: دوست من، وقتی که جانم را برای تو فدا کردهام، دیگر از هیچ کمالی سخن مگوی. لطفاً این را به کسی نگو، به هیچ وجه این را فاش نکن.