برگردان به زبان ساده
ما به کلی طمع وصل بریدیم از تو
مرحبانی نزده دست کشیدیم از تو
هوش مصنوعی: ما به طور کامل از انتظار رسیدن به وصال تو دست کشیدهایم، و از مهربانیهای تو دیگر امیدی نداریم.
دل که در عشق تو خود را به غلامی بفروخت
تا به هیچش ندهی باز خریدیم از تو
هوش مصنوعی: دل که در عشق تو خود را به غلامی بفروخت، حتی اگر به هیچش ندهی، ما دوباره او را از تو خریدیم.
سالها گرچه نهادیم به تو چشم امید
جز جفا و ستم و جور ندیدیم از تو
هوش مصنوعی: سالها به تو امید داشتیم، اما جز ظلم و ستم چیزی از تو ندیدیم.
هر سؤالی و دعانی که بر آن در کردیم
غیر دشنام جوابی نشنیدیم از تو
هوش مصنوعی: هر پرسشی و دعایی که از تو داشتهایم، جز دشنام و بدگویی پاسخی از تو نشنیدیم.
چه درختی تو که تا در چمن جان رستی
بر نخوردیم و گلی نیز نچیدیم از تو
هوش مصنوعی: تو چقدر با ارزش و خاصی هستی که حتی در چمنی که حیات به آن جانی میبخشد، از تو بهرهای نبردیم و گلی هم از تو نچیدیم.
در دو لب رنگ برنگ این همه حلوا که تراست
و ای عجب چاشنی هم نچشیدیم از تو
هوش مصنوعی: در لبهای تو رنگهای مختلفی از شیرینی وجود دارد که همه آنها برای توست و جالب اینجاست که ما هیچگونه چاشنی یا مزهای از تو را نچشیدیم.
رفتی از چشم ترو گریه کنان گفت کمال
رفت عمر و بمرادی نرسیدیم از تو
هوش مصنوعی: تو از پیش من رفتی و من در حال گریه هستم، در حالیکه میگویم عمرم گذشت و نتوانستم به آرزویم که تو باشی، دست پیدا کنم.