برگردان به زبان ساده
گفتا کئی تو، من بنده تو
بیجرم از چشم افکنده تو
هوش مصنوعی: گفت: چقدر تو را میشناسم، من که به خاطر تو خودم را از چشمها دور کردهام.
گاهی ازین در گاهی از آن در
باری ز هر در جوینده تو
هوش مصنوعی: گاهی به این سو و گاهی به آن سو برو و از هر جا که برای تو سخن است، جستوجو کن.
در جست و جویت ز آنم که باشد
جوینده تو با بنده تو
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا کسی را پیدا کنم که مانند تو به دنبال من باشد و به من اهمیت بدهد.
گر پای امکان پیش است ما را
باشد درین ره پوینده تو
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر امکان دارد، ما مسافران آن هستیم.
گوی آن دهان را باشد که ما را
سازد به بوسی شرمنده تو
هوش مصنوعی: آن دهانی که ما را به بوسهای شرمنده میکند، باید تو را بگوید.
دل کز بر من گم شد تو داری
دانستم ای جان از خنده تو
هوش مصنوعی: دل من که از کنارم دور شده، حالا متوجه شدم که تو با خندهات جان مرا به دست آوردی.
گفتی کمالت بهر چه گویند
آن رو که باشم من بنده تو
هوش مصنوعی: گفتی برای کمال و زیبایی تو چه میگویند؛ اما من فقط میخواهم بگویم که من بنده و تحت نظر تو هستم.