برگردان به زبان ساده
چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
خون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند با زیباییها و جذبههای تو مقابله کند. عاشق بیچارهات هم که نمیتواند بر این درد و رنج خود گریه کند.
کرد با خاک سر و جان عزیزان هموار
داغ پیوسته و درد غم همواره تو
هوش مصنوعی: با خاک، سر و جان عزیزان را هموار ساخته و بر دل داغی پیوسته و درد غم را همواره نگهداشتهای.
هر کسی راز دل ریشه بود ناله و آه
ناله ماه ز دل سختتر از خاره تو
هوش مصنوعی: هر فردی در دل خود یک راز دارد و ناله و آه او نشاندهندهٔ عذاب و رنجی است که در دل احساس میکند. رنج و بیتابی او از سختیهایی که در زندگی تجربه کرده، بیشتر از دیگران است.
انه منم از وطن افتاده غریب نو و بس
ای مقیمان و غریبان همه آواره تو
هوش مصنوعی: من از دیار خود دور افتادهام و به تنهایی در اینجا زندگی میکنم. ای ساکنان و غریبان، همه شما در دنیای من آوارهاید.
روز حشر از دل عاشق به جز این نیست سؤال
که چه آمد به نو از بار ستمکاره تو
هوش مصنوعی: در روز قیامت، تنها چیزی که در دل عاشق میگذرد این است که: چه بر سرش آمده از ظلم و ستم تو؟
گر کنی پرده ز رخ دور مرانه چشم مرا
بود لایق و شایسته نظاره تو
هوش مصنوعی: اگر پرده از روی چهرهات برداری، چشم من سزاوار و شایستهی تماشای توست.
چند پوشیده بر آئی چو شنودندة کمال
فی جینی از خرقه صد پارهٔ تو
هوش مصنوعی: چرا خود را پنهان میکنی در حالی که کسانی که به کمال رسیدهاند، از حال تو و درونت باخبرند، حتی اگر لباسهای تکهتکه و فرسودهای بر تن داشته باشی؟