برگردان به زبان ساده
بی لب ساقی مرا می نرود در گلو
نقل ومی آن شما باد کلوا و اشربو
هوش مصنوعی: بدون لبهای ساقی، هیچگاه به گلویم نمیرسد که می و نقل شما را بنوشم. بیایید و بخورید و بنوشید.
پیر مغان گویدم باده بخور هم ببر
باده کجا میبرم با لب او کرده خو
هوش مصنوعی: پیر مغان به من میگوید که باده بنوش، اما من نمیتوانم بادهام را ببرم، زیرا با لب او آشنا شدهام.
محتسب خم شکن گر کدویی میشکست
من شکنم هم سرش گرچه کم است از کدو
هوش مصنوعی: اگر نگهبان آداب اجتماعی، کدوئی را بشکند، من هم سر کدو را میشکنم، هرچند قدرت من در این کار کمتر از کدو است.
چون بکشی خوان حسن لب ز نظرها بپوش
ورنه گدایان کنند از پی حلوا غلو
هوش مصنوعی: هرگاه چهرهی زیبا و دلربایت را از دید مخفی کنی، ممکن است افراد ضعیف النفس به دنبال بهانهها و چیزهای زودگذر بیفتند.
تا بنهم پیش تو هر قدمی را سری
سایه سر من بساخت روز وصال تو دو
هوش مصنوعی: برای اینکه هر قدمی را در حضور تو بردارم، سایهای از سرم برپا شده است که روزی که به وصال تو برسم، میشود.
گر بکشم زلف تو فکر زبدگو مکن
من چو نگفتم بکس هرچه شنیدم ز تو
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر زلف تو دست به کشتن بزنم، فکر نکن که من به کسی چیزی گفتهام. من هرچه از تو شنیدم را تنها در دل نگه داشتم و به کسی نگفتم.
دوست تر از هرچه هست صحبت یارست آه
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز به اندازه صحبت با یار و دوست عزیز نیست و این لحظات برای من بسیار ارزشمند و دلپذیر است.
در همه عالم کمال دوست کجا یار کو
هوش مصنوعی: در تمام جهان، عشق به دوست و کمال او کجاست و یار کدام است؟