برگردان به زبان ساده
نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرین
را به تنگ دلان می کنند مصابقه چندین
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو کام ما را سیراب نمیکند و دلهای تنگ و ناراحت، همیشه برای بدست آوردن آن لبها با هم در رقابتاند.
چو بوسه زنو خواهم سوی رقیب گزی لب
زهی تعلل رنگین زمی بهانه شیرین
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهم بوسهای را به رقیب بدهم، لبهای زیبای تو را بهانه قرار میدهم و در این میان، تأخیر و لذت را حس میکنم.
همیشه من ز خدا دولت وصال تو خواهم
بود که وقت دعا بگذرد فرشته آمین
هوش مصنوعی: همیشه از خدا خواهانم که به وصال تو برسم، زیرا وقتی به دعا میپردازم، فرشته به دعاهایم آمین میگوید.
اگر سعادت و دولت دواسبه آبدم از پی
چو در رکاب تو باشم کدام مرتبه به زین
هوش مصنوعی: اگر خوشبختی و ثروت را به من بدهی، من به خیال تو، که در کنارم هستی، هیچ چیز دیگری نمیخواهم و حتی از مقام و بزرگی هم برایم مهم نیست.
چنین که خواب شب از ما به چشم مست ربودی
دگر به خواب نبینی که سر نهیم به بالین
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که حالا که خواب شب و آرامش را از ما به خاطر چشمان مست و زیبای تو گرفتهای، دیگر نباید انتظار داشته باشیم که به خواب برویم و سر بر بالین بگذاریم. به عبارتی، زیبایی و جذابیت تو ما را از آرامش و خواب دور کرده است.
دلا چو نقد تو جز بار آبگینه نباشد
مکن معامله بار دگر به آن دل سنگین
هوش مصنوعی: ای دل، اگر آنچه داریم ارزشمندی نداشته باشد، دیگر دلی را به خاطر آن سنگین نکن و به معامله نپرداز.
رسید تا در دهلی نوافل سخن من
کجاست خسرو تا بشنود مقالت شیرین
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به شهری به نام دهلی میرسد و از جایی خبر میگیرد که آیا کسی به نام خسرو در آنجا هست تا سخنان شیرین و دلنشین او را بشنود. شاعری دلش میخواهد که کلام و شعرش با گیرایی و زیبایی خاصی شنیده شود و در جستجوی مخاطبی مناسب است.
کمال چون سخنت به ز خسرو و حسن آمد
دگر مدار ازین و از آن توقع تحسین
هوش مصنوعی: وقتی کلامت به زیبایی و کمال از سخن خسرو و حسن هم فراتر رفت، دیگر انتظار تحسین و ستایش از این و آن را نداشته باش.