برگردان به زبان ساده
نخواهم بیش از این از خلق راز خویش پوشیدن
نمی آید ز من کاری بغیر از باده نوشیدن
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم راز خود را از دیگران پنهان کنم و نمیتوانم کاری جز نوشیدن شراب انجام دهم.
اگرچه دیدن خوبان همه عین بلا باشد
به هر صورت که می بینیم دیدن به ز نادیدن
هوش مصنوعی: اگرچه دیدن زیباییها ممکن است دردسرساز باشد، اما در هر حال، دیدن آنها از نادیدن به مراتب بهتر است.
دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشی
بیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن
هوش مصنوعی: دل و دین خود را به یک درویش بخشیدم، ای شاهان، از این عمل درویش وام بگیرید و بیاموزید.
اگرچه عشق ناگاهان به خاطرها فرود آید
ولیک او را به مدتها بیاید نیز ورزیدن
هوش مصنوعی: عشق ممکن است ناگهان به دلها ورود کند، اما برای نگهداشتن و پرورش آن نیاز به زمان و تلاش است.
فلک گو هر زمان میگرد از این اوضاع بی حاصل
نخواهد مرکز خاکی ز وضع خویش گردیدن
هوش مصنوعی: زمانه همیشه در حال چرخش است و از این شرایط بیثمر چیزی به دست نخواهد آورد. زمین نمیتواند از وضع و حال خود تغییری بدهد.
نصیحت گو اگر پندی دهد سهل است گر میگو
زبان او و آن گفتار و گوش ما و نشنیدن
هوش مصنوعی: اگر کسی نصیحت کند و ما به آن توجه نکنیم، اهمیت چندانی ندارد. زیرا مشکل آنجاست که گویا ما به سخنان او گوش نمیدهیم و در حقیقت، همان حرفها را نمیشنویم.
کمال خسته خاطر را خوش آمد صبحدم ناله
بلی خوش باشد از بلبل بوقت صبح نالیدن
هوش مصنوعی: خستگی و بیحوصلگی در دل، صبح با صدای دلنشین بلبل خوشایند میشود و ناله کردن او در این زمان، زیبا و دلچسب است.