برگردان به زبان ساده
خوشا در کوی دلبر آرمیدن
گل از گلزار وصل بار چیدن
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کوچهی معشوق استراحت کند و از گلزار وصال عشق، گلها را بچیند.
نگار خویش را در بر گرفتن
شراب وصل از لعلش چشیدن
هوش مصنوعی: یعنی معشوق خود را در آغوش کشیدن و از زیبایی او مانند نوشیدن شراب لذت بردن.
مرا باشد دلارامی پریروی
که چون آهو بود خویش رمیدن
هوش مصنوعی: من دلتنگ دلبر زیبایی هستم که مانند آهو سریع و فراری است.
تمنا میکنم چون از لبش بوس
بود کارش به دندان لب گزیدن
هوش مصنوعی: از او خواهش میکنم که وقتی لبش را میبوسم، به خاطر عشق و شوقی که دارم، دندانم را بر لبش نزنم.
شود شرمنده سرو از قامت او
کند در باغ چون عزم چمیدن
هوش مصنوعی: سرو از زیبایی و قامت او شرمنده میشود و زمانی که او به باغ میرود، گویی قصد نشستن و چمیدن دارد.
ولیکن بسکه می باشد دلازار
ز جورش باید از جان دل بریدن
هوش مصنوعی: با این وجود، چون شراب او بسیار است، دل باید از عشق او جدا شود، حتی اگر این کار دشوار باشد.
کشیدم دوش دل در پای او گفت
کمال از جور تا کی سر کشیدن
هوش مصنوعی: دل را به دوش کشیدم و در پای او قرار دادم، گفت که تا چه زمانی باید به خاطر ناملایمات و سختیها سرپیچی کنم.