برگردان به زبان ساده
بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن
بعد ازین خون خواهد از چشم گهربار آمدن
هوش مصنوعی: در انتظار تو، اشکهایم بیحرارت و بینهایت رفته است و اگر این وضعیت ادامه یابد، جگرم به درد میآید و خون از چشمانم برمیخیزد.
ای دل ار آهنگ آن در میکنی چون آه خویش
باید از خود شد بدر آنگه بر بار آمدن
هوش مصنوعی: ای دل، اگر به سمت آن در میروی و قصد ورود به آنجا را داری، باید به اندازهی آرزوی خود، از خویش و تعلقاتت بگذری؛ سپس میتوانی به کامیابی و پذیرش برسلی.
گر به صد بندم نگه دارند چون آب روان
خواهم از شوق گلی گریان به گلزار آمدن
هوش مصنوعی: اگر من را به صد زنجیر هم ببندند، چون آب جاری، از شوق دیدن گلی، به سرای گلستان خواهم آمد.
چون بدور رویش ای گل حسن نتوانی فروخت
از چمن دامن کشان تا کی به بازار آمدن
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و魅ابتی که او دارد، نمیتوان از چمنهای دلانگیز دست کشید. تا کی باید منتظر بمانیم تا او به بازار بیاید و خود را نشان دهد؟
زاهدا شرمت نمی آید از آن چشمان مست
پیش اصحاب نظر تا چند هشیار آمدن
هوش مصنوعی: ای زاهد، آیا از چشمان مست و پرشور شرم نمیکشی که در برابر اهل تفکر و بصیرت قرار میگیری؟ تا کی میخواهی به حالت هشیارانه ادامه بدهی؟
گر ملولی کامدم پیش تو دشنامم مدة
ور دهی از ذوق آن خواهم دگر بار آمدن
هوش مصنوعی: اگر از دست تو خسته شوم و به نزد تو بیایم، حتی اگر به من توهین کنی، باز هم به خاطر شادیام از حضور در کنار تو، دوباره خواهم آمد.
چون طبیب عاشقانی رنجه شو سوی کمال
هست قانون اطبا پیش بیمار آمدن
هوش مصنوعی: همچون طبیب که دلش برای عاشقان میسوزد، به سوی کمال و تام شدن قدم بردارید، زیرا این قانون پزشکان است که باید برای بهبود بیماران خود حاضر شوند.