برگردان به زبان ساده
با درد تو آرمید نتوان
از داغ تو هم رهیة نتوان
هوش مصنوعی: نمیتوانم از درد تو آسوده شوم و از غم تو رهایی یابم.
گر تیغ به باره از تو بر سر
از همچو توئی برید نتوان
هوش مصنوعی: اگر شمشیری بر سر تو بیفتد، از کسی چون تو نمیتوان برید.
چون از همه دلبران گزینی
بر تو دگری گزید نتوان
هوش مصنوعی: اگر تو از میان همه دلبران یکی را برگزینی، دیگری را نمیتوانی انتخاب کنی.
رخسار چو زر چه سود مارا
وصلت چو بزر خرید نتوان
هوش مصنوعی: صورت چون طلا چه فایدهای دارد اگر نتوانیم به وصال محبوب دست یابیم؟
رویت مهه عید عاشقانست
هر دم مه عید دید نتوان
هوش مصنوعی: چهره زیبایت مانند ماه است و هر بار که به آن نگاه میکنم، عید و جشن عاشقان را تداعی میکند. اما نمیتوانم هر زمانی که میخواهم تو را ببینم.
سیب ذقن شکر دهانان
بوسید توان گزید نتوان
هوش مصنوعی: سیب حلقهای از شکر را که بر روی لبها قرار دارد، بوسیده و به طعمی خوشایند میرسد، اما نمیتوان به آن دست یافت و در دل خواست.
گویند کمال پست کن آه
پست است سخن شنید نتوان
هوش مصنوعی: میگویند برای رسیدن به کمال، باید از خودخواهی و خودپسندی کم کنید، چون سخن را نمیتوان با حرفهای بیمعنا و سطحی شنید.