برگردان به زبان ساده
ای نهاده بار هجران بر دل پر درد من
تا چه آید بعد از این بر جان عم پرورد من
هوش مصنوعی: ای کسی که بار فراق و جدایی را بر دل پر درد من گذاشتهای، ببین بعد از این چه بر جان من خواهد آمد.
ای صبا گر بوی او داری چه داری زود باش
ورنه چون من رفته باشم در نیابی گرد من
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر بوی او را میشنوی، زودتر بیا و خبرش را بیاور، ورنه وقتی من بروم، دیگر نتوانی گرد من را پیدا کنی.
مردم چشمم بخون دل برای روی خلق
آب و رنگی باز می آرد بروی زرد من
هوش مصنوعی: مردم، وقتی به چهرهی تو نگاه میکنم، دل من خون میشود و برای زیباییهای تو، رنگ و لعاب تازهای به صورت زرد من میبخشد.
شب همه شب اشک میریزم بزاری همچو شمع
نسبتی دارد همانا درد او با درد من
هوش مصنوعی: هر شب بدون توقف گریه میکنم، چون درد او برای من هم مانند درد خودم است، انگار که دردی مشترک داریم.
ابرتر دامن همی گرید ز اشک گرم من
کوه سنگین دل همی نالد ز آه سرد من
هوش مصنوعی: ابر به خاطر اشکهای گرم من اشک میریزد و کوه سنگین دل نیز از آههای سرد من ناله میکند.
در میان خاک و خون می خفتم و خون میخورم
خواب و خورد کس مبادا همچو خواب خوردمن
هوش مصنوعی: در میان خاک و خون غرق بودم و در حالت بیخبری به خواب میرفتم، مبادا هیچ کس مانند من به این خواب نومیدانه دچار شود.
ای کمال آندم که با من خلوتی افتد ترا
گر تو خود جان عزیزی نیستی در خورد من
هوش مصنوعی: هرگاه فرصتی برای خلوت و نزدیکی با تو پیدا کنم، کمال و زیبایی آن لحظه به من میرسد؛ زیرا اگر تو خود را ارزشمند نمیدانی، برای من هم اهمیت نداری.