برگردان به زبان ساده
ای لبت چون شکر و نقل دهان نیز چنان
دل من عاشق نام تو زبان نیز چنان
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون شکر شیریناند و دهانت نیز به همین اندازه جذاب است. دل من عاشق اسم توست و زبانم نیز همین عشق را بیان میکند.
نور محض است عذار تو جبین نیز چنین
بر غیبیست دهان نو میان نیز چنان
هوش مصنوعی: عشق تو مانند نوری است که در چهرهات نمایان است و پیشانیات نیز همینطور، به گونهای که مانند یک راز پنهان به نظر میرسد. دهانت هم به نوعی مشابه همین حالت دارد.
شد دوان سوی تو اشکم چو خرامان رفتی
سرو کم رفت چنین آب روان نیز چنان
هوش مصنوعی: اشکم به سوی تو همچون دویدن دیوانهای است که وقتی تو با زیباییات به راه میروی، به آرامی و با ناز میگذرد. مانند آب روان که به آرامی حرکت میکند، در غیاب تو این حالتی از اشک و احساس را دارم.
گرچه گه ظاهر و گه چون دهنت پنهانی
آشکارا همه لطفی و نهان نیز چنان
هوش مصنوعی: هر چند گاه آشكار و گاه پنهان میشوی، اما هر حالتی که داشتهباشی، همواره زیبایی و لطافت خاص خود را داری.
زلف و ابرو اگر ایست ترا روز شکار
نیست حاجت بکمند و بکمان نیز چنان
هوش مصنوعی: اگر زلف و ابرویت اینگونه است، روز شکار برای تو مناسب نیست. نیازی به تله و کمند نیست، چرا که تو خود در این موقعیت باقیماندهای.
گل ز شوق رخ نو جامه درانست به باغ
بلبل از مستی تو نعره زنان نیز چنان
هوش مصنوعی: با شوق و اشتیاق، گل در باغ لباس نو به تن کرده است و بلبل از شادی و خوشحالی تو به شدت میخواند و نعره میزند.
گفته خون تو یک روز بریزم به یقین
در دل خسته مرا بود گمان نیز چنان
هوش مصنوعی: خون تو را یک روز به خاطر تو در دل خستهام خواهم ریخت و میدانم که همواره این احساس در من وجود دارد.
بار میخواست که بیجرم شود کشته کمال
هر چه میخواست دل یار شد آن نیز چنان
هوش مصنوعی: بار خواست که بدون گناه کشته شود، زیرا کمال هر چه دل یار میخواست، به همین شکل به دست آمد.