برگردان به زبان ساده
ای خوش آن باد که از کوی تو آید بر من
منت خاک درت باز نهد بر سر من
هوش مصنوعی: ای کاش بادی از سمت تو بوزد و ذرات خاکی که به دروازهات مربوط میشود، بر سرم بریزد.
نفروزد شبم از مه که فتد بر در و بام
خانه روشن کن و چون شمع درآ از در من
هوش مصنوعی: در شب تار، نور ماه از پنجره و سقف خانهام میتابد و روشنایی میآورد. وقتی که از در منزل من وارد میشوی، همانند شمعی میدرخشی و فضا را روشن میکنی.
تیره جانیست دل سوخته بر دیده نشین
که بود دیدهی تر خانه روشنتر من
هوش مصنوعی: دل سوختهای که بر چشم نشسته، تیره و تیرهفام نیست. چه کسی گفته که چشم خیس، خانه را روشنتر میکند؟
شربت وصل بده از لب جانبخش مرا
ک ز تب هجر تو بگداخت تن لاغر من
هوش مصنوعی: از لبهای دلفریب تو مرا شربت وصلی ببخش، زیرا دوری تو باعث شده که تن نحیف و رنجور من بسوزد.
باد بیزن که کسی بر من بیمار زند
از ضعیفی چو مگس باد برد پیکر من
هوش مصنوعی: باد به من بزند و کسی از شدت مریضی بر من زخم بزند، اما چرا باید از ضعف و ناتوانی مگس بترسم وقتی که هوا او را به راحتی میبرد؟
هیچکس گرد من خسته نگردد جز اشک
آه و فریاد ز بر گشتگی اختر من
هوش مصنوعی: هیچکس جز گریه و آه و فریاد من، در دور و برم خسته و ناامید نخواهد شد، مگر به خاطر بازگشت ستارهام.
هر چه جز شرح غمت در قلم آورد کمال
آب چشم آمد و شست از ورق دفتر من
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز توصیف غم تو نوشته شود، فقط باعث افزایش اشک من میشود و صفحه دفترم را از آن پاک میکند.