برگردان به زبان ساده
ای بدل نزدیک و دور از دیدن گریان من
نیستی غایب زمانی از دل من جان من
هوش مصنوعی: ای کسی که در نزدیکی و دوری، از دیدن گریههای من غایب نیستی، تو هیچ گاه از دل من دور نیستی و همیشه در جان من هستی.
گر نمیخواهی بوصلم شادمان باری بپرس
کان فلان چون میگذارد در غم هجران من
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی خوشحالی من را ببینی، میتوانی بپرسی که فلانی چطور با غم جدایی من کنار میآید.
درد اگر اینست کز هجرت من دلخسته راست
نیست غیر از جانسپاری چاره و درمان من
هوش مصنوعی: اگر درد من به خاطر هجرت و دوری توست، پس درمان و چارهام فقط جانفشانی و فدای خودم برای توست.
دست عشقت خون من چندانکه ریزد بیگناه
گر بگیرم دامنت دست تو و دامان من
هوش مصنوعی: اگر دستان عشقت آنقدر خون من را بریزد که بیگناه باشم، چه میشود اگر من دامن تو را بگیرم و دامن خودم را هم همراهش؟
دوش دلهای رقیبان سوخت بر من همچو شمع
چون شدند آگه ز سوز و گربه پنهان من
هوش مصنوعی: شب گذشته دلهای رقیبان من مانند شمعی سوختند؛ وقتی که از درد و اندوه پنهان من آگاه شدند.
بعد ازین شب بر درت آهسته خواهم ناله کرد
تا سگانت را نباشد زحمت از افغان من
هوش مصنوعی: بعد از این شب، به آرامی در کنار در خانهات گله و ناله خواهم کرد، تا سگهای تو به خاطر صدای من زحمت نکشند.
گفته بی ما چگونه زیستی چندین کمال
راست فرمودی بلی هست این گنه برجان من
هوش مصنوعی: به من بگو که بدون من چگونه زندگی کردی، زیرا تو به درستی ویژگیهای زیادی را به دست آوردی. بله، این گناه بر جان من سنگینی میکند.