برگردان به زبان ساده
یار اشکم دید و شد بر من رحیم
سائلان را دوست میدارد کریم
هوش مصنوعی: باران اشک من را مشاهده کرد و بر من رحمت آورد. بزرگان و بخشندگان، همیشه به دوست داشتن نیاکان و نیازمندان گرایش دارند.
بر بناگوشت ز مسکینی دو زلف
هر دو می افتند بر بالای سیم
هوش مصنوعی: چهرهات به خاطر فقر و بیپناهی، به گونهای زیباست که دو زلفت به خاطر جذابیتش در بالای ظاهرت میافتند.
چشم مستت ترک یک لخت است لیک
دل به تیغ غمزه می سازد دو نیم
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و افسونگر تو به قدری جذاب و دلربا هستند که حتی دلهای ما را نیز به دو بخش تقسیم میکنند. این جذابیت آنقدر قوی است که نمیتوانیم به راحتی از آن بگذریم.
زان سر زلف و دهان دل خون شدست
خون شود چون دال پیوندد به میم
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای زلف و دهن آن محبوب، دل من پر از حسرت و اندوه شده است، همچنان که حرف "ح" هنگام پیوستن به حرف "م" در زبان، حس خاصی را به وجود میآورد.
کس نشد از چشم و زلفت مستفید
کاین سواد نادرست است آن سقیم
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته از زیبایی چشمها و زلفهای عشق بهرهمند شود، زیرا این تاریکی و نادرستی، خود نشانهای است از سفینت و خطر.
مشورت کردند با هم صبر و غم
آن سفر کرد اختیار این شد مقیم
هوش مصنوعی: در اینجا، گروهی با هم به مشورت نشستهاند و نتیجه میگیرند که در سفر نمیتوان به صبر و غم اتکا کرد. این سفر آزمایشی است و در نهایت فردی که در این سفر حاضر است، به اقامت و ماندگاری معین میرسد.
نیست همدم جز به درد و غم کمال
خوش بود صحبت به یاران قدیم
هوش مصنوعی: دوستی که تنها در زمانههای سخت و دشوار همراه ما باشد، در واقع خوشایندتر از گپ و گفتهای سطحی و بیمحتواست.