برگردان به زبان ساده
گیرم که از تو بر من مسکین جفا رود
سلطان توئی کسی به تظلم کجا رود
هوش مصنوعی: هرچند که تو با من بدرفتاری کنی، اما تو سلطان هستی و من فقط یک بیچارهام؛ پس چه کسی به نیابت و درخواست کمک به تو مراجعه کند؟
سوی تو چون سلام فرستم که باد را
پیرامن درت نگذارند تا رود
هوش مصنوعی: وقتی به سمت تو سلام میفرستم، مانند این است که باد نمیتواند اطراف تو بپیچد و آزادانه حرکت کند.
چندان دعای جان تو گوییم کز ملال
می خواسته بر زبان تو دشنام ما رود
هوش مصنوعی: ما به قدر کافی برای سلامتی و خوشحالی تو دعا می کنیم، تا اینکه از ناراحتی و اندوهی که در دل داری، شاید دشنامی به ما داده شود.
بفرست سوی گل سحری بوی پیرهن
کز رشک آن چو غنچه به زیر قبا رود
هوش مصنوعی: بفرست بویی از گل صبحگاهی که پیرهنی میدهد، زیرا که به خاطر حسد آن، مانند غنچه زیر لباس پنهان میشود.
ای دل ز سیل خون که شد از چشم ما روان
شادی مکن که بر تو هم این ماجرا رود
هوش مصنوعی: ای دل، نگران نباش که از چشمان ما خون میریزد. خوشحال نباش، زیرا این درد و مشکلات به تو هم خواهد رسید.
چون زلف او به گوش نیاری حدیث مشک
پیش تو گر حکایت آن خاک پا رود
هوش مصنوعی: اگر به زلف او گوش ندهی، صحبت از بوی خوش مشک نیز بی فایده است، حتی اگر داستان خاک پای او را هم بیان کنند.
رفت آنچه رفت ز آتش دل بر سر کمال
من بعد از آب دیده برو تا چها رود
هوش مصنوعی: آنچه که از آتش دل و احساسات عمیق من رفته، رفت؛ حالا پس از اشکهایی که ریختم، برو ببین چه چیزی باقی مانده است.