برگردان به زبان ساده
گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود
ور زآنکه برقع افکنی صبر از دل شیدا رود
هوش مصنوعی: اگر به سمت باغ بروی، سرو بلند و زیبایی از جای خود حرکت میکند، و اگر نقاب از چهرهات برداری، صبر از دل عاشق تو از بین میرود.
تا هست بر لوح بقا از جان نشان باور مکن
کر دیده صاحبدلان نفش رخ زیبا رود
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانی از حیات در لوح باقی وجود دارد، به جان خود ایمان نیاور. چون چشم دل صاحبدلان قادر است به زیباییهای دلکش توجه کند و به روایتی از جمال بپردازد.
گرشد سرم در کار آن زلف عبیر افشان چه شد
شوریدگانرا دائما سر در سر سودا رود
هوش مصنوعی: اگر سرم در کار آن زلف خوشبو و افشانی شده، چه بر سر شوریدگان میآید که همیشه در دنیای عشق غرق هستند؟
گفتم رسان ای دل برو از آب چشم من خبر
دل گفت ما راکی رسد کآنجا حدیث ما رود
هوش مصنوعی: گفتم ای دل، برو به آنی که آب چشم من خبر از حال من میدهد. دل جواب داد که ما راکی داریم که داستان ما را به آنجا میبرد.
بوی وفا داری رود تا روز حشر از آب و گل
در هر زمینی در من و عشقش حکایتها رود
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، بوی وفا و صداقت تو مانند آب و گل در هر جا وجود خواهد داشت و داستان عشق ما همیشه در دل و جانم زنده خواهد ماند.
هان ای رقیب از دامنش دست تصرف بگسلان
بگذار کامشب همچو مه هر جا رود تنها رود
هوش مصنوعی: به رقیب خود بگو که از او دور شود و دست از تصرف در او بردارد. بگذار امشب او همچون ماه، به هر جایی که میخواهد برود و تنها باشد.
با بیخبر کم کن کمال از خاک پای او سخن
چه سود اگر کحل بصر در چشم نابینا رود
هوش مصنوعی: اگر کسی از مقام و شخصیت دیگران بیخبر باشد، هیچ فایدهای ندارد که درباره آن شخص صحبت کنیم؛ همانطور که هیچ سودی ندارد که کسی که بینا نیست، از کحل به عنوان آرایشی برای چشمهایش استفاده کند.