برگردان به زبان ساده
عاشقانت بسحرها که دعا می گویند
به دعا بوی نو از باد صبا می جویند
هوش مصنوعی: عاشقان در سحرگاهان دعا میکنند و بوی خوشی از باد خوش و تازه صبا به دنبال میگردند.
من بسر می روم و دیده براه طلبت
بی رهی بین د گرانرا که بپا می پویند
هوش مصنوعی: من در حال حرکت هستم و چشمانم به دنبال توست، اما در این مسیر بیخبر از تهیدستی میباشم که با پاهای خود به دنبال آن میروم.
چیست بر کشنه دلدار بی گریه زار
چون شدش هر سر مو زنده کرا می مویند
هوش مصنوعی: چرا دلدار در غم و اندوه نیست و بیپروا زندگی میکند، وقتی هر تار مویش یادآور زندگی و شگفتیست که دلی را زنده میکند؟
اشکها را بزن ای دیدهٔ گریان به زمین
که چرا خاک رهش از رخ ما می شویند
هوش مصنوعی: ای چشم گریان، اشکهایت را بر زمین بریز، چرا که خاک راهش از چهره ما میشوید و پاک میشود.
با وجود قد دلجوی و گل خود رویش
در چمن سرو و گل از باد هوا می رویند
هوش مصنوعی: با وجود قد بلند و خوشفرم او و زیبایی گل مانندش، در میان چمنها، سروها و گلها به خاطر وزش باد رشد میکنند.
زلف او کرده رها غالیه پویان ختا
نافه آهوی چین را به خطا می پویند
هوش مصنوعی: موهای او مانند رشتههایی زیبا و نرم، دلنواز و جذاب است. در این میان، افرادی که در جستجوی زیباییاند، در تلاشند تا بر اثر اشتباهی، به دنبال نمادی از زیبایی که باید در طبیعت باشد، بروند و به اشتباه به دنبال آنچه در چین است، بیفتند.
شعر نو چون همه گویند که سحراست کمال
دوستان سخنت شعره چرا می گویند
هوش مصنوعی: شعر نو را همه به عنوان زیبایی و کمال میشناسند، اما وقتی دوستانت دربارهی صحبتهای تو میگویند که شعر است، چرا باید این را نادیده بگیرند؟