برگردان به زبان ساده
زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود
عکس رخ دلدار در آئینه جان بود
هوش مصنوعی: پیش از آنکه جان در عالم غیب پنهان شود، تصویر چهره محبوب در آینه دل وجود داشت.
از خواب عدم دیده دل نا شده بیدار
در دیده و دل نقش خیال تو عیان بود
هوش مصنوعی: از خواب عدم بیدار شدهام و حالا در دل و چشمانم تصویر خیال تو به وضوح دیده میشود.
آن دم که نبود از دل و جان هیچ نشانی
بر چهره عشاق ز داغ تو نشان بود
هوش مصنوعی: در آن لحظه که چهره هیچ یک از عاشقان نشانی از دل و جان نداشت، نشان عشق تو بر چهرهها نمایان بود.
هر نقش که از کارگاه غیب بر آمد
بردیم گمانی که تو آنی نه چنان بود
هوش مصنوعی: هر نقشی که از کارگاه غیب پدید میآید، ما به این گمان میافتیم که تو همان هستی، اما حقیقت چنین نیست.
با حلقه گیسوی تو شوریده دلانرا
هر حال که در کعبه به بتخانه همان بود
هوش مصنوعی: حلقه گیسوی تو باعث شده که دلهای عاشق همیشه در دلبستگی و حالتی شبیه به حالت مراجعه به کعبه داشته باشند، گویی که در میان بتخانهای هستند.
عشق از طرف بار پدید آمده از آغاز
معشوق شنیدی که به عاشق نگران بود
هوش مصنوعی: عشق از زمانی ایجاد شده است که معشوق به عاشق، با نگرانی توجه نشان داده است.
در پای تو جان داد کمال وز جهان رفت
المنة لله که تمنای وی آن بود
هوش مصنوعی: در پای تو جان داد، یعنی جان خود را در پای تو نهاد و از دنیا رفت. شکر خدا که آرزوی او همین بود.